سلام
لبخند عزیز من با تاریخ گفتم چون اون تاریخی که اینجوری شدم حرفامو به کسی نمیگفتم درد و دل نمیکردم
رفتم یه دفتر برداشتم اونجا نوشتم چه حسی دارم به چه فکری رسیدم هم برا خودم راهکار نوشتم تاریخ هم
نوشتم برا همین یادمه
وای من می دونم عزیز چقد خوب توضیح دادی دقیقا من برا رسیدن به یه کسی کلی تلاش کرده بودم ولی
وقتی از رسیدن ناامید شدم اینجوری شدم رسیدم به این اخرش که چی؟!!! حتی بابرگشتش هم حالم خوب
نشده بود
من می دونم عزیز به تاپیکای منم سر بزن حرفات ادمو اروم میکنه








علاقه مندی ها (Bookmarks)