دوست عزیز
من هم کم و بیش دز شرایط شما هستم. شاید وضع شما به نوعی بهتر باشه اما حال و هوامون قطعا یکی هست
خیلی سخته و من درک میکنم که شما همسر و زندگیتونو دوست دارید. خود من هم همین شرایط را دارم اما یک چیز اینجا وجود داره که واقعیت محض هست و اون هم اینکه زندگی که به اینجا رسید دیگه به سرانجام نمیرسه. حتی اگر 100 بار دیگه هم برگردید بهم باز بیشتر مشکل پیدا میکنید
تازه بدتر اینجاست که با کسی که نمیخواد نمیشه بزور زندگی کرد.
از اینهمه تاپیک که زدی میفهمم تا چه حد به نگهداشتن زندگی پایبند بودی اما رها کن. همین تلاش های زیاد از حد بعضی وقتها جواب عکس میده
به نظرم جدا بشید و همه چیز را تمام کنید اما برای طلاق توافقی یکی دو ماه یا بیشتر صبر کن/ وقتی حسابی ازش دل کندی بعد میتونی بشینی و قضاوت کنی که آیا حقی داره یا نه؟ چیکار کنی وجدانت راحته؟ چقدر باید بهش بدی که خدارو خوش بیاد و ...
الان شاید دوسش داری هنوز و بدیهاشو نمیبینی یا برعکس شاید عصبی و هیجانی هستی میخوای انتقام بگیری. اینجوری منصفانه نمیشه عمل کرد
راستی تاپیک من را تو همین بخش بخوان اونجا دوستان هم توصیه های خوبی داشتند و خودت هم شاید نظرات خوبی بدی. آخه آدم همیشه برای دیگران نظرات بهتری میتونه بده تا برای خودش. چون تو کار خودش گرفتاره








علاقه مندی ها (Bookmarks)