آقای میثم
این لینک را ببینید.
این ترس خطرناک می تواند آینده ی کودکتان را با چالش جدی مواجه کند
راستی یه چیزی
پسرتون الان فکر می کنه مادرش را از دست داده و مادرش تنهاش گذاشته
می ترسه که شما را هم از دست بده. مخالفتش برای همون ترسش هست. این که شما هم برید.
شما خانم مورد نظر را پیدا کنید
اگر بچه را پذیرفت و به توافق رسیدید بعدا بچه را آماده اش می کنید. بسته به شرایطی که قراره پیش بیاد.
الان که نمی خواین بچه را ببرین خواستگاری که بهش می گید.
اون زمان مثلا می تونید بگید که قراره ما با هم بریم توی یه خونه جدید
مثل قبل که با مامانت و من سه تایی زندگی می کردیم.
این دفعه با یه خانم دیگه که قراره مامان دوم تو بشه زندگی می کنیم.
یا اگه اون خانم بچه داره از خواهر برادر جدیدش براش حرف بزنید.
طوری که بفهمه کجا قراره بره. چی قراره بشه و مطمئن بشه شما را از دست نمی ده.
زندگیش قراره بهتر بشه نه بدتر.
اون می ترسه که مقاومت می کنه.
مثلا اگه بهش بگید دوست داری بابا ازدواج کنه تو هم بمونی پیش مادر بزرگ
وحشت می کنه گریه می کنه مخالفت می کنه
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
ویرایش توسط شیدا. : چهارشنبه 28 مرداد 94 در ساعت 14:11
علاقه مندی ها (Bookmarks)