اوضاع خونه آرومتره ............احساس می کنم زوری نیست محبت طلبیدن ...........مثه طلبکارا محبت می خواستم فکر نمی کنم هیچ مردی حاضر بشه اینجوری به همسرش محبت کنه ......
آرامش خودم بیشتر شد وقتی به اینجا رسیدم
شوهرم اونقدرها هم بد نیست از خیلی از مردهای فامیل هم بهتره بدتر از اینو می بینم دارن زندگی می کنند
یه چیز دیگه هم هست دلم نمی خواد دیگه هیچ وقت هیچ وقت فکر ترک این خونه رو به ذهنم بیارم با خودم عهد کردم برای همیشه حتی به زبون نیارم
دیگه هیچ وقت شوهرم رو به رفتن تهدید نمی کنم
فکر می کنم تهدید به مرد جماعت اثر نداره
مردای ایرانی که هیچ این شوهری که من دارم یه مرد خیلی مغرور
غرور از سر و روش می باره هر کی ببینتش اینو فورا متوجه می شه حالا حساب کن همچین مردی رو من هی تهدید کردم !
فکر کنم با روش های زنانه و احترام بیشتر رام بشه
حتی اگه نشه هم
باز خیلی از رنج های خودمو تحمل می کنم و صبر مقابل این مشکلات رو مثه همیشه به امام همون روز هدیه می کنم خیلی این نیت آرومم می کنه و احساس می کنم یه برکتی هم توی زندگی م میاد ...... اینو واقعا می بینم
از دوستانی که راهنمایی کردند و وقت گذاشتن ممنونم![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)