به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 59
  1. #41
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 19 مهر 98 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1392-4-12
    نوشته ها
    105
    امتیاز
    6,968
    سطح
    55
    Points: 6,968, Level: 55
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 182
    Overall activity: 39.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    700

    تشکرشده 145 در 78 پست

    Rep Power
    30
    Array
    شما قبلن همه راهکارهایی که دوستان بهت میگن رورفتی وبه اندازه کافی به همسرت محبت کردی وباج عاطفی دادی کاری که کردی هرچند درست بوده باشه نتیجه نداده .پس منطقی نیست که کار همیشگی رو انجام بدی وانتظار نتیجه متفاوت داشته باشی فایل دکتر حبشی ودکتر فلان هم نمیتونه کاری بکنه حتی نتیجه عکس میده اینهمه ساپورت عاطفی . شما که مادرش نیستی شما خونش رو که مرتب میکنی خرید که خودت تنها میری خرج خونه هم که میدی غذاش رو هم که به موقع حاضر میکنی ماشینت که زیرپاشه پدرش هم که رک بهش گفت نمیتونه برگرده کجا بره ازاینجا بهتر. جالبه که دوستان توصیه میکنند حتی با تلفن صخبت نکنی :آ عقیده دکتر فلان نسبت به ترک نکردن خونه در مورد شما کار برد نداره هرچه زودتر باید فکری به حال این زندگی کرد.

  2. #42
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 بهمن 95 [ 11:36]
    تاریخ عضویت
    1392-4-15
    نوشته ها
    123
    امتیاز
    4,459
    سطح
    42
    Points: 4,459, Level: 42
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    141

    تشکرشده 70 در 40 پست

    Rep Power
    26
    Array
    سلام سارینای عزیز من تایپکتو خوندم واست تاسف شدم ولی نه بخاطر شرایط شوهرت بلکه بخاطر اینکه نمیدونی درد شوهرت چیه و نمیتونی درمانش کنی
    ببین عزیزم شوهر الان کاملا واضح دچار افسردگی شدیده و از این حرفش که بهت گفته من الان پریودم من خیلی خوشم اومد رو راست برگشته بهت گفته شرایط روحیم خوب نیست و متاسفانه شما اصلا واسه خوب شدنش درست عمل نکردی !
    بزار یه مثال بزنم :فکر کن یکی معده اش مریض باشه دکتر بهش گفته شیر نخور! خوب این شخص تا بهبود کامل معده اش نباید شیر بخوره این مسلمه حالا هی بقیه بگن شیر واسه بدن مفیده هر چند واقعا مفیده و این حقه ولی تو اون شرایط باید یخورده غیر استاندارد رفتار کرد تا مشکلش حل بشه
    حالا شوهر تو افسرده است و میدونی که بیشتر عامل کمک به شوهر افسرده همسرشه تا زمانی که شوهرت خوب نشده به قول معروف رو اعصابش نباید راه بری اولا حساسیت های الانش رو باید بفمی چیه مثلا اون روز که با مادرت صحبت کردی یه بار که گفت گوشی رو قطع کن بلافاصله قطع میکردی حالا چرا باید بحث کنی که من حق استفاده از تلفن رو دارم یا ندارم!
    منم شوهرم یه مدت افسرده بود میدونم که تو این شرایط وقتی خودش میخواد خوب بشه دوست نداره کسی اینو بهش بگه حالا تو هم شوهرت کم کم داشت خوب میشد سر قضیه تلویزیون باز اعصابشوو خورد کردی اگه در مورد طلاق توافقی میخوای بدونی اینهمه سایت و کتاب حالا ختما باید جلوی چشم شوهرت بشینی برنامه شو ببینی!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خلاصه که بد کردی سارینا بد کردی!
    دیدی به بچه یه کاری میخواد بکنه وقتی بهش بگی لج میکنه و دیگه انجامش نمیده؟ شوهرت هم الان همون حالت رو داره خودش میخواد زندگیشو درست کنه تو هم به صورت نامحسوس کمکش کن و خوشحالیتو نشون بده نه اینکه رک بهش بگی بیا زندگیمونو درست کنیم و اونو سر لج بندازی طوری رفتار میکردی که انگار سورپرایز میشی گهی منطقی حرف زدن واسه بعضیا جواب نمیده
    در آخر هم بگم صمیمیتتو باهاش ببیشتر کن . محبت با صمیمیت فرق میکنه گاهی که خوبین بیخودی بهش لبخند بزن و بغلش کن غرورتو فدای خوب شدنش کن ببخشید که طولانی شد

  3. 3 کاربر از پست مفید mah naz تشکرکرده اند .

    نارجیس (یکشنبه 01 شهریور 94), آخیش (سه شنبه 03 شهریور 94), ستاره زیبا (یکشنبه 01 شهریور 94)

  4. #43
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 مهر 98 [ 00:14]
    تاریخ عضویت
    1394-2-26
    نوشته ها
    78
    امتیاز
    4,249
    سطح
    41
    Points: 4,249, Level: 41
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 101
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteranOverdrive
    تشکرها
    0

    تشکرشده 35 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array
    از همه دوستان عزیزم ممنون که تو این مدت پیگیر پستهام بودن ومنو راهنمایی کردن واقعا ممنون که تو این مدت تنهام نزاشتین من تو این مدتی که نبودم بخاطر شرایط روحی بدی که داشتم نتونستم لیام پست بزارم ولی پستهلی همه دوستان و خوندم . شرایط زندگی من همچنان همونطوره محبت میکنم شوهرم تغییری تنمیکنه بهش بی توجهی میکنم بازم براش مهم نیست انگار خوشحالتره فقط شرایط روحی من روز به روز بدتر میشه . چون دنبال کارهم هستم هفته پیش سالگرد عقدمون بود کلی واسه اون شب برنامه ریزی کروم براش هدیه و گل خریدم خودم کیک پختم وقتی شاخه گل و بهش دادم سریع گفت نرسی بزارش تو گلدون حتی تو دستش نگرفت من بغض کردم گفتم میدونی مناسبتش چی بود گفت نه گفتم سالگرو عقدمون بود چشمام مر اشک شد کلی حرف اماده کروم بهش بگم ولی انگار لال شدم اونم سریع منو بوسید رفت رفتن کنارش نشستم براش کیک و جای بردم خودم مشغول خوردن شدم ولی اون خودشو مشغول بازی با گوشی کرد بهش گفتم بخور خوشمزست ببین چه کروم اخم کرد فقط سرشو تکون داد گفتم چه خبر با اخم گفت هیچی من کهدیدم تینطوری میکنه بلندشدم رفتم کلی گریه کردم حالم از ودم بهم میخوره که اینقدر ضعیفم با همه بیتوجهیاش باز همچنان من درنقش کوزت هستم میارم میمزم میخور حای تشکر نمیکنه چرامن نمیتونم مثل اون بد باشم جرا من نمیتونم ظالم باشم چرا دلم براش میسوزه.؟؟اگه بیماره که هست افسردههست داره بحران و میگذدرونه چرا نمیره تحت نظر یه مشاور باشه من واقعا دیگه کم اوردم خسته شدم اینقدر کسی تو خونه نیست من باهاش حرف بزنم احساس میکنم دیگه حرف زدنم یادم رفت شنواییم کم شده اخه این چه زندگیه؟جالب اینجاست چشم دیدن منو نداره چندروز میش اس داده جرا به فکر کار نیستی زودتر یه کار میدا کن اگه بتونی ماهی هشتصد قسط بدی میتونیم ماشینو عوض کنم یعنی این جمله رو دیدم اتیش گرفتم گفتم من همین الن دوبرابر تو دارم قسط میدم این هشتصدبیاد روش که من دیگه عملا کمرم خم میشه زیر بار این همه قسط و خرج خونه تازه ماشینم که من نباید دست بزنم بهش گفتم اگه هشتصد من بدم هشتصدتو ماشین جدید خریدیم بازهم من نمیتونم بهش دست بزنم جوابمو نداد اخه با چه رویی یه همچین چیزی ازم میخواد دیگه دوسش ندارم خیای توقعش از من بالاست من از مرد بودن خسته شدم دلم یکم زن بودن میخواد دیگه نمیخوام زندگی کنم دیگه چفدر گدایی عشق و محبت کنم از یه ادم خودخواه که بجای اینکه اون تکیه گاه من باشه من باید تکیه گاه اون باسم یکسال نرفتم سرکار به این نتیجه رسید ماباید ازهم جداشیم خدایااااااا دیگه نمیتونم ادامه بدم حالم بده

  5. 2 کاربر از پست مفید sarina_1362 تشکرکرده اند .

    mohi (سه شنبه 03 شهریور 94), رنگین (سه شنبه 03 شهریور 94)

  6. #44
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 03 تیر 96 [ 07:33]
    تاریخ عضویت
    1394-4-06
    نوشته ها
    340
    امتیاز
    8,219
    سطح
    61
    Points: 8,219, Level: 61
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 231
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    343

    تشکرشده 431 در 213 پست

    Rep Power
    67
    Array
    چقد زندگی پیچیده است، میخوای چیکار کنی؟

  7. #45
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 شهریور 96 [ 00:37]
    تاریخ عضویت
    1394-4-23
    نوشته ها
    641
    امتیاز
    12,858
    سطح
    74
    Points: 12,858, Level: 74
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 392
    Overall activity: 26.0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,477

    تشکرشده 767 در 424 پست

    Rep Power
    114
    Array

    Icon100

    بنظر منپیش خونوادش برو همه چیز بگو بگو اونا باهاش صحبت کنند تکلیف خودش با زندگیش روشن کنه وتا کی میخاد به این بدرفتاریاش ادامه بده باید بعنوان یه مرد پاسخگو باشه فعلا خونواده خودت درگیرنکن
    یا اینکه خیلی با احترام و ارام تاکید میکنم ارام ولی نه منفعل مستقیم بخوپش بگو تا کی میخای اینطور رفتار کنی تا کی میخای نقش همخونه ای رو بازی کنی دلیلت چیه برا اینکارات اگه اول باهام مهربون نبودی میگفتم این از اول اینطوری بوده تو قبلا برام همیشه به تکیه گاه بودی همیشه بهت افتخار میکردم وقتی از خونهذمیرفتم بیرون تو دلم بخودم میگفتم چقدر خوشبختم که تو مرد منی حالا چی باعث شه که مرد من اینطوری با عشقش رفتار کنه مگه تو عاشقونه با من رفتار نمیکردی؟؟.....کلی از خوبیای گذشتش بگو خودش با خودش مقایسه کن ببین چی میگه یادت باشه هرچند جوابش موافق خاستت نبود با احترام سکوت کن بعد بیا اینجا ببینیم چیکار کنیم
    به نظرم فعلا راه اول رو انجام نده فقط همون راه دوم
    منتظرتم توکل بخدا
    ویرایش توسط ستاره زیبا : سه شنبه 03 شهریور 94 در ساعت 07:22

  8. #46
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 28 اردیبهشت 98 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1392-7-08
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    6,982
    سطح
    55
    Points: 6,982, Level: 55
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 168
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    116

    تشکرشده 84 در 51 پست

    Rep Power
    33
    Array
    سارینای عزیز همسر من هم مثل همسر شما پرتوقعه باور کن خودمون طوری رفتار کردیم که اینطور پرتوقع شدن و درست کردنش خیلی سخته...جای شکرش باقی است که فرزندی نداری مثل من که مجبور باشی بمونی و بسوزی..نمی تونی خودت بری پیش مشاور تنهایی؟ میدونم قبلا رفتی ولی الان بری فکرنکنم بد باشه
    امیدوارم بهترین تصمیم رو بگیری

  9. #47
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 09 مرداد 95 [ 14:09]
    تاریخ عضویت
    1394-3-31
    نوشته ها
    288
    امتیاز
    5,658
    سطح
    48
    Points: 5,658, Level: 48
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    502

    تشکرشده 446 در 203 پست

    Rep Power
    62
    Array
    سارینای عزیز کارت خیلللللللللی درست بوده .. افرین... اون تو رو بوسیده... این خیلی خوبه.. نباید کم بیاری عزیزم... تو کارت کاملاا درست بوده.. این راهکارهایی که میگم رو قعلااا رعایت کن.. الان زوده کوتاه بیای... به وقتش بهت میگم چیکار کنی...

    مگه قرار نشد صبببببببووووور باشی...؟؟ میدونم عزیزم خیللللی سخته که برای شوهرت کلی تدارک ببینی برای روز سالگزد ولی اون اینجوری برخورد کنه... ولی تو گفتی جندین ماهه اصلا با هم رابطه هم ندارین... اون در جواب کار تو تو رو بوس کرده... این یعنی یک قدم به سمت موفقیت...

    ای کاش اینقدر سیم جیمش نمیکردی عزیزم... ای کاش وقتی بوست کرد میگفتی ااااااااخیش چقدر چسبید... بعد با یه لبخند بغلش میکردی و تو هم بوسش میکردی...

    ساریبنا ازم دلخور نشو ولی خیلی بهتر از این هم میتونی عمل کنی... اخه چرااااااااااااا دوباره خودتو ناراضی نشون دادی؟

    مگه قرار نبوددد که وقتی میبینی کاری رو برخلاف میلت انجام میده تو دلت بگی : من باید صبور باشم.. من باید صبور باشم.. عزیزم یه خورده تحمل کن... شوره دلش سنگ هم که باشه میتونی دوباره برش گردونی...

    من احتمال میدم یه نفر زیر پای شوهرت نشسته و داره بهش خط میده... پس چرا تو داری میدون رو برای اوون خالی میکنی؟ حتی اگه میخوای شوهرتو ترک کنی ( خدای نکرده) کاری کن که شوهرت تا ااااااااااااخر عمرش در حسرت تو و اشتباهی که کرده بمونه....

    پس فعلاااا ازت خواهش میکنمم لبخند رضایت همیشه رو لبهات باشه... ازش گله نکن... شکایت نکن... وقتی میبینی سرش تو گوشیه اصلاااااااااااااااااااااا اا به روی خودت نیار که ناراحتی.... عوضش بهش بگو میدونم که شوهر عزیزم الان خسته است ... الان میرم یه چای دبش برات میارم... سوال پیچش نکن.... وقتی از بیرون میاد بهش بگو خسته نباشی....

    اصلا من نمیدونم جرفهای منو تو پست قبلی که برات نوشتم را انجام دادی یا نه؟

    از خدا بخواه این روزهای سخت کمکت کنه.... وقتی شوهرت میگه کار کن بهش بگو جشششششششم هر چی شما دستور بدین من همون کارو میکنم... قعلاااا یه مدت بایددد اینطوری بری جلووو

    بعدا بهت میگم چیکار کنی...

    موفق باشی....

  10. 3 کاربر از پست مفید نارجیس تشکرکرده اند .

    mah naz (سه شنبه 03 شهریور 94), رنگین (سه شنبه 03 شهریور 94), ستاره زیبا (سه شنبه 03 شهریور 94)

  11. #48
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 بهمن 95 [ 11:36]
    تاریخ عضویت
    1392-4-15
    نوشته ها
    123
    امتیاز
    4,459
    سطح
    42
    Points: 4,459, Level: 42
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    141

    تشکرشده 70 در 40 پست

    Rep Power
    26
    Array
    کاملا با نارجیس موافقم یخورده صبور باش هم خودت اذیت میشی هم نمیزاری اون خوب بشه !!!
    خوب باش وخوبی کن بدون اینکه توقع خوبی متقابل داشته باشی البته اگه دوستش داری و میخوای مثل قبل بشین وگرنه که اگه خسته شدی زودتر تکلیفتو مشخص کن
    ولی اگه هنوز دلت واسه روزای قبل تنگ شده به حرفهای دوستان گوش کن من که با حرف نارجیس موافقم که نباید سین جیمش کنی و ناراحتیتو نباید بهش نشون بدی البته از این حرفت هم خوشم اومد و کاملا درکت میکنم
    من از مرد بودن خسته شدم دلم یکم زن بودن میخواد

  12. 2 کاربر از پست مفید mah naz تشکرکرده اند .

    نارجیس (سه شنبه 03 شهریور 94), رنگین (سه شنبه 03 شهریور 94)

  13. #49
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 09 آبان 99 [ 11:16]
    تاریخ عضویت
    1392-10-21
    نوشته ها
    406
    امتیاز
    13,219
    سطح
    74
    Points: 13,219, Level: 74
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 547 در 219 پست

    Rep Power
    76
    Array
    چرا انقد نسبت بهت سرد شده ريشه يابي كردي علتشو

  14. کاربر روبرو از پست مفید Sahar51 تشکرکرده است .

    سوده 82 (سه شنبه 03 شهریور 94)

  15. #50
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 مرداد 00 [ 00:24]
    تاریخ عضویت
    1392-10-04
    محل سکونت
    چه فرقی میکنه
    نوشته ها
    127
    امتیاز
    9,442
    سطح
    65
    Points: 9,442, Level: 65
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 208
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    819

    تشکرشده 166 در 90 پست

    Rep Power
    33
    Array
    سارینا جان ادامه بده توصیه دوستان رو به کار بگیر و ناامید نشو


 
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 بهمن 94, 19:57
  2. کسایی که تجربه ی جدایی دارن کمکم کنن چطوری تونستید با شرایط جدید کنار بیاین؟میخوام به ارامش برسم
    توسط dooo در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 39
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 آبان 94, 11:47
  3. راهنمایی درباره نامه برای تولد شوهرم
    توسط farnaz35 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 05 بهمن 93, 12:03
  4. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 مرداد 92, 19:59
  5. +بعد از چند ماه به من گفت نمی تونه ازدواج کنه(لطفا مرا راهنمایی کنی
    توسط hamid2008 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 02 آذر 87, 00:10

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.