من فقط یه سوال دارم: این احساس برای این نیست که شما توقعاتی از آدمهای اطرافتون دارید و شاید گاهی تلاشی کردید برای عوض شدن اونها یا خوب رفتارکردن اونها ولی به نتیجه نرسیده و خسته و نا امید شدید ازشون... ؟!
و برای همین به اینجا رسیده که به حقوق دیگران و نیز خودتان احترام قائل نیستید ... و با تکرار، عکس العمل هاتون شدیدتر شده ؟!
- بعضی ها فیزیکی نشان میدن بعضی ها زبانی و بعضی ها بقولی آب زیرکاه تشریف دارن و به طریقی غیرمستقیم ...
انگار پرخاش میکنن تا دلشون خنک شه آروم بشن اما در ادامه شدت عصبانیت بیشتر میشه این بار از دست خود!! خودی که باور نمیکنه تا این حد بد شده باشه
اگه اینطوره راههایی وجود داره برای خلاص شدن از اون...









علاقه مندی ها (Bookmarks)