دیگه جدی جدی داریم ازهم جدا میشیم، بهم میگه دلمو زدی باهام حرف نمیزنه تو خونه جواب سلامم نمیده ،بریدم دیگه،خذاشاهده دارم سکته میکنم، بخدا هرچی فک میکنم هیچ دلیلیم نمیبینم برای رفتاراش بجز چغلیای مامانش، هر روز میگه جدا شیم جداشیم انگار من دوست دخترشم نه زنش، شبا میره اون اتاق میخابه من همه جوره دوسش داشتم و بهش محبت کردم ولی بی ارزشه به چشمش