اگه اشتباه نکنم اسمتون هانیه بود.
ببینید هانیه خانم، منم مثل شما چندساعتی بیشتر نیست جدا شدم. ولی به اصطلاح معروف دندون لق رو باید کشید تا چرک نکنه. من چندین و چندماه واسه زندگیم تلاش کردم. وقت گذاشتم . التماس کردم. هر راهی رو که بگید رفتم تا کارم به جدایی نرسه ولی وقتی از جایی دیدم دارم مورد سوء استفاده قرار می گیرم و همش باج می دم، محکم وایسادم تا حقم رو بگیرم. از اینکه جدا شدید و ناراحت هستید کاملا طبیعی است و سعی کن اجازه بدی تخلیه بشی و جلوی ناراحتیت و خاطرات رو نگیر. به قول مشاورم، اگه شما افسوس خاطرات خوب رو بخوری، دیگه نمی تونی زندگی رو از نو بسازی و اگه همچنان کینه به دل داشته باشی، مطمئنا به خودت ضرر می زنی.
چند سوال رو می پرسم دوست داشتید جواب بده تا راحت تر بشه راهنمایی کرد:
1-چقدر واسه درست شدن زندگیت تلاش کردی؟
2-اگه دوباره همسرت برگرده، فکر می کنی چه زندگی در آینده در انتظارتون هست؟
3-از هنرهات بگو و کارهایی که الان می تونی با خیال راحت انجام بدی؟ مثلا حرفه خاصی بلد هستی؟
4-مهریه رو کامل بخشیدی یا چیزی هم ازش گرفتی؟ اگه بخشیدی دلیلش چی بود؟
5-چقدر به این نتیجه رسیده بودی که گرفتن طلاق بهترین تصمیم می تونه باشه؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)