سلام دوستان.از راهنمایهای همتون ممنونم.
من هم تموم کردم زندگیمو .راستش ناراحت نیستم ک جدا شدیم از هم.میخوام یکم حرف بزنم راحت شم.امروز فهمیدم زنم یه حقه باز روباه بود.8 ماه با من نامزدی کرد .به من گفته بود ک من با نامزد قبلیم اصلا رابطه ای نداشتم .فهمیدم دروغ گفته بود.تو این مدت با من همه جوره بود تو روابط زناشوی .ولب تو دادگاه پرسیدن .عروسیتونو نکردین گفت نه هنوز دخترم.ولی من ک میدونستم دختر نیست.چون فزیک بدنیش یه طوری هست ک باید با عمل جراحی برداشته بشه.بعدا هم میره به دروغ به اون یکی من سالمم.هیچ رابطه ای نداشتم.
حرصم میگیره ک یعنی ادم اینقد پست باشه دروغ بگه .الان خونوادم میگن با دست خودش خودشو بدبخت کرد.اهرین بار قاضی پرسید اقا رضا چرا طلاق میگیرین. گفتم من طلاق نگفتم خانوم گفتن منم مشکلی ندارم.گفت ک تو بگو من طلاق نمیدم خامومو من راضی میکنم.بعد خانوم گفت من تصمیممو گرفتم میخوام جدا شم.اتیش گرفتم .از قیافش سو استفاده میکنه.با خودم میگفتم مگه من چی گفتم بهش ک این به این راحتی اسم طلاقو اورد.قاضی هم نوشت نامه رو گفت برین جدا شین.
دیروزم ک فرستادن رفتیم پیش مشاور .مشاوره گفت تو پسر سالمی هستی.ولش کن بره.امروزم جدا نشین 3 سال دیگه با بچه میای واسه جدا شدن.گفت خانومت از اوناست ک محرم و نا محرم نمیدونه.گفت ک احتمالا هم باکره نبوده قبلا ک شب عقد اون فیلمو بازی کرده.
الان خواهرام دختر پیدا کردن ولی میگم میترسم دیگه نمیخوام ازدواج کنم![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)