ببخشید من رک میگم اما اگر به زندگیت علاقه مندی گوش کن
نخست اینکه شما 2ساله در کنار این آقا هستید ولی خانوادش 24 سال. حالا به نظرتون کی باید تو الویت باشه؟!
مشکل از همینجا شروع میشه که شما فکر میکنید شما باید تو اولویت باشید.
حتی کمی هم منصف نیستید که ببینید همسرتون بخاطر شما حاضر شده که بیاد شهر شما برای سربازی
جایی که ایشون شما رو تو الویت گذاشتن را فراموش کردید؟
حالا دو تا راه داری.
1- فکر کنی شما باید در همه جا اولویت باشید و از نظر شما این الویت یعنی هرچی شما میخواید. که اینجوری راه شما به ترکستان است
2- قبول کنید همونجور که شما به همسرتون دلبستگی دارید پدر و مادر ایشون 1000برابر شما دلبستگی دارند.
به نظر من همسرت اصلا آدم وابسته به خانواده نیست ولی حق داره خانواده ش هم در نظر بگیره
اما باید چیکار کنید؟
به همسرت اطمینان بده که قبول داری خانواده ش در اولویت هستند. ارتباط خیلی خوبی با خانواده ش برقرار کن. جوری که خانواده همسرت احساس کنن یک عضو جدید به خانواده شون اضافه شده، نه اینکه پسرشون از خانواده رفته
بعد برو با همسرت حرف بزن و بگو من زنتم و هرجا تو بخوای باهات میام. من دوست دارم ارتباط تو و خانوادت نزدیک باشه.
بگو اگر تو بگی نرو دانشگاه اصلا من نمیرم و میشینم میخونم واسه سال دیگه اما شاید قبول نشم. بعد که بهش اطمینان دادی (چند روز فاصله بین این مراحل باید باشه) که تو مانعی سر راه ارتباطش با خانوادش نیستی بگو میشه به انتقالی هم فکر کنیم و بعد یک مدت میریم شهر شما.
مطمنم همسرت نرم میشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)