به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 36

Threaded View

  1. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 10 خرداد 96 [ 18:44]
    تاریخ عضویت
    1394-4-12
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    1,999
    سطح
    26
    Points: 1,999, Level: 26
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 63.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 9 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    تماسی که گرفتی اشتباه بوده. خودت را اینقدر تحقیر نکن. وقتی تو زنگ می زنی و اون جواب نمی ده، یه چیزی در درون تو می شکنه. تحقیر می شی، کوچیکتر و ضعیف تر می شی. برای همین دفعه بعد راحت تر دنبالش می دویی. باز جوابی نمی گیری و باز تضعیف می شی. این جواب نگرفتن ها، شخصیت و عزت نفست را داغون می کنه. ادامه نده. همین امروز، اون فصلی از زندگیت که آقای مذکور توش بوده برای همیشه ببند بذار کنار. فامیلیت را هم اینجا نمی گفتی بهتر بود. اینقدر هم دچار خیالات وجود اون آقا هستی که توی تاپیکت خطاب بهش می نویسی. حتما هر روز چند تا کار مفید انجام بده. برنامه سخت برای خودت نذار. چون اگه سخت باشه و انجام ندی، می ذاریش کنار. می تونی شبی نیم ساعت کتاب خوندن بذاری یا مثلا کتاب صوتی گوش دادن فیلم با محتوا دیدن. با یه هدف خاصی فیلم یا سریالی را دیدن مثلا برنامه جمعه ات متفاوت باشه هر هفته یک بار یه غذا یا دسر ... جدید درست کنی یا کوه بری برقصی جمعه ها نهار را تو درست کنی و همه اعضای خونه مهمون تو باشن. کارهای کوچیک و ساده ای که راحت می شه باهاشون خوشحال بود و خوشحال کرد. اگه توی شهرتون امکانش هست چند وقت یکبار برو دیدن سالخورده ها، بچه های بی سرپرست، ... خودت باید پیدا کنی چی می تونه روی روحیه ات، انگیزه ات، نگاهت به زندگی و ... تاثیر بذاره.
    درسته یه چیزی تو وجودم شکست. وبالاخره اون غروری رو که تو بی توجهی بهش تو این دوسال واسه خودم پیدا کرده بودم کم شد. اما دیگه مثل سه چهارسال پیش ولع نمیگرتم که تا اخرش برم .خب حالا که زدم دوبار دیگه بزنم. حوادث و غم ها فقط ناراحتم میکنن برخلاف خیلی از کسایی که دیدم وش نیدم که اینجور چیزا باعث میشه یه حرکتی پیدا کنن مثلا برن تا کجا درس بخونم که به طرف بگن ببین ماکمتر از تو نیستیم یا خیلی انگیزه های دیگه من انگیزه نمیگیرم اتفاقا بی حال تر میشم و فقط ناراحت میشم من دیگه بعد از لیسانسم حتی امتحان فوق رو هم ندادم .انگار میخوام یه چیزی از اسمون بیفته خوشحالم کنه یه حادثه من واقعا مشکل انگیزشی دارم.چون بالاخره یه هدف هایی دارم که مدام وسطش دلسرد میشم .نمیشه بگی که هدف خوب نیست.شاید چون ذهنم شلوغه اوولویت بند ینتونم بکنم ولی گاهی مثلا هدفم خوندم یه کتابه که خیلی زیاد نیست یا یاد گرفتن یه مهارت حالا میفهمم که برخلاف خیلیا که با پسرا رابطه داشتن یا به قولی دوست داشتن تق=فاوتشون با من چی بود. من وابسته میشم و وابستگی مانع جلورفتم میشه


    مثل فامیل ما دور وبرمون زیاده.تمام فامیلمون بچه دانشجو دارن و سنشون هم بین بیست و پنح تا سی هست این که میگید فصل با اون بودن رو کنار بزار.واقعا سخته .مثل اینه احساسش که به هیچ میرسم نمیدونم چرا دوسال پیش به این احساسات فکر نکردم.یک عده بخصوص اقایون فکر نکنن ما یه دوستی ساده داشتیم من برای خودم خیالات برم داشته. نه اون یکی دوسال اولش اون خیلی جدی بود. تا جاییکه اونزمان که من قوی تر بودم و گاهی میفهمید که مثلا نمیخوامش چندباری به حالت گریه رفت .اما نفهمیدم توی ذهنش از کی من رو جدا کرد و فقط یه دوست حسابم کرد اخه دوسال پیش که یکبار باهاش حرف زدم و گله ای کردم گفت کجایی من از فلانی که یه پسر بود هم دوساله خبر ندارم .اونجا نمیدونم عمدا میخواست بهم بفهمونه یا من فهمیدم که من و دوست پسرش در یک حد شدیم براش شاید زمانیکه اون احساس داشت و من هیچ احساسی به اون نداشتم! و شاید خیلی از شاید های دیگه ......

    دوس دارم این قسمت حرفمو تو نمونه های عینی منع رابطه بنویسید:ضرر خوردن از رابطه های دوستی فقط ضرر مثلا جسمی نیس.من ضرر روحی خوردم که واقعا بدتره.من اگه از یه دختر با اعتماد بنس قوی زرنگ رسیدم به یک ادم رنجور ضعیف دلیلش خورد شدن تو همین رابطه دوستی بود.ادمی نبودم که هرروز دست یکی باشم کلا دوتا رابطه داشتم ولی واقعا خورد شدم. واقعا اگه وابسته میشید تن ندید به دوستی. پسرا راخت فراموش میکنن و قوی تر هستن و زودتر تصمیم میگیرن و منتظر طرفشون هم نمیشینند.پسرا از دخترایی که مستقل نیستن وگلیم خودشونو از اب نمیتونن بکشن خوششون نمیاد یا به قولی از کسی که اویزونه باور کنید من خیلی دختر خوبی بودم و جایگاهم الانم نیس که تو خونه خودمون هم اضافی باشم. من رو این وابستگی اینطور کرد.تمام انگیزم شد یه ادم.ادمی که نمیخواست منو اینجور اویزون ببینه و برای همین و چندتا دلیل دیگه رفت سمت اینده درخشان خودش. یکروز هم مارو دید و به قولی ازمون حلالیت خواست تا چه معنوی چه مادی یوقت نیام یقشو بگیرم و هرروزش از ذیروزش بهتره و منتظره ببهترینه.من ماتم زده و بی انگیزه با یه زندگی غمگین فقط هرروز سم بالاتر میره و از خواسته هام وارزوهام دورتر میشم پس بدونید تنهایی از نود درصد این رابطه ها بهتره.کاش هیچوقت دوستم من رو تو این راه کمک نمیکرد
    ویرایش توسط delvand : پنجشنبه 12 شهریور 94 در ساعت 18:46


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 08 بهمن 00, 23:20
  2. سیگار...
    توسط شمیم الزهرا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: پنجشنبه 03 مهر 99, 22:21
  3. در خواستگاری چی بپرسیم؟ چی نپرسیم؟
    توسط samir65 در انجمن ارتباط دختر و پسر(عشق)
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 28 تیر 93, 23:25
  4. چطور به ترک سیگار همسرم کمک کنم؟
    توسط ابر بهاری در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: یکشنبه 20 فروردین 91, 10:40
  5. برون شو ای غم از سینه که لطف یار می آید
    توسط مدیرهمدردی در انجمن موسیقی و آرامش، دانلود موسیقی و...
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 فروردین 91, 17:38

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.