به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18

Threaded View

  1. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    عاشق خانواده سلام

    پستهای قبلیمو یادته؟ دوباره بخونشون
    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
    عاشق خانواده عزیز تک تک پستها تو خوندم و تا حالا نظری ندادم چون نمیدونستم اما حالا میگم:

    وقتی تاپیکاتو دنبال میکردم درصدی هم احتمال میدادم که مثل بسیاری از تاپیکا بشه که درآغاز با یه شیطونی از شوهر آغاز و در میانه ها به خیانت علنی همسر و در نهایت خیانت دیده آرام گرفته و

    تصمیم میگیره به خاطر بچه زندگی کنه اما تاپیک شما اینطور نشد

    همسر شما احساس میکنه که فنا شده ، زندگی نکرده ، وای چقدر زن که میتونن عاشقم باشن و برام بمیرن اونوقت من باید با اجبار بازنم زندگی کنم ، و صدتا از این فکرها که همش بخاطر جوگیرشدنه
    ایشونه و شاید افسردگی خیلی خیلی کم ایشون و بس

    اون میدونه که شما در جریان اعمالش هستی و اتفاقا عمدا این رفتار رو داره وگرنه در جای عمومی چنین پستهایی را نمیگذاشت و در خصوصی بدون اینکه کسی متوجه شود صحبت میکرد و خوب میداند که شما چقدر روی ایشون زوم کرده اید

    همسر شما میتواند دوباره به شما علاقمند شود اما شما که دوست داشتنی نیستید ، هیچ آدم دوست داشتنی دقیقه به دقیقه با علم اینکه تحقیر خواهد شد از همسرش نمیپرسد آیا دوستم داری؟

    چه دلیلی دارد که مدام بگویی اشتباهاتم را بگو ، من اصلاح میکنم ، من مقصر بودم ، شما اشتباه داشته اید اما برای اشتباه نکرده عذرخواهی میکنید و این جدا به روابطتان آسیب زده ، شما با همسرتان به یک

    میهمانی مختلط نرفته اید چون جای شما و او آنجا نبوده و این اشتباهی نیست که 10سال در دل کسی بماند و شما عذرخواهی کنید

    محبت کن بی منت بی توقع با ابهت با نشاط با در نظر گرفتن عواطف و احساسات خودت ،

    به خودت برس ، دلیلی ندارد بعد از 15 سال کار حالا تا ظهر در بانکها وقتت را به همسرت دهی ، او خودش به اندازه کافی وقت دارد و همین که خانه و خودت و غذای خوب برای ایشان آماده میکنی بخشی از وقتت را به او داده ای

    شما شاغل بودی پس کمک خرج خانه هم بودی حداقل مخارج خودت تمام مسئولیت های خانه هم با شما بوده حتی خرید خانه ، تمام مسئولیتهای فرندانت با شما بوده در حدی که فرصت یک آرایشگاه را هم نداشتی

    آنوقت برای جلب توجه همسرت مسئولیتهایت را باز هم بیشتر کردی که به او محبت کنی؟ لباسهایش را اتو کنی و او در سر خیابان مشغول موبایل بازی باشد کجای این محبت است ؟

    عاشق خانواده کاری نکن که بعد از گذشت مدتی حتی توان درددل با خدا هم برایت باقی نماند ، کاری نکن که یادت برود مورد احترام بودن یعنی چی ، اینقدر انرژی گذاشتن آنهم بدون آگاهی بسیار بسیار مخرب است

    تاپیک سوده 802 را حتما بخوان ، در تمام رفتارهایش بویی از التماس نبود بویی از خرد شدن نبود. به این وضعیت خاتمه بده .
    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
    عاشق خانواده اشتباهاتتان خیلی زیاد است که در پست قبل خیلی حرفها بود

    پست قبلیم + تاکید زیاد روی کم کردن مسئولیتهاتون = پرداختن به خودتان

    وقتی مردی برای خانه گوشت نمیخرد و در خانه مینشیندو میگویدپول ندارم راه حل چیست؟ اینکه باید زن بره با حقوقش گوشت بخره؟ باید قرمه سبزی نخورد؟ نه، بلکه باید قرمه سبزی پخت با ذوق با ابراز اینکه خیلی هوس قرمه سبزی کردم ولی حیف که گوشت نداریم

    باید راههای مسئولیت پذیرکردن همسرتونو انجام بدید ، شما میدونستید مسئولیتتان زیاد است و دوستان بهتون گوشزد کرده بودند شما نه تنها کمترش نکردید بلکه مسئولیتهاتونو بیشتر هم کردید ،

    انقدر بی حرمتیهای همسرتونو عادی جلوه دادید که با همین مساله بزرگترین ضربه را به زندگیتان وارد کردید شما از روزی که عضو شدید نه تنها هیچ تغیر درستی نداشتید بلکه پس رفت کردید ،

    ماشینتونو فروختید و از این فرصت نه تنها استفاده نکردید بلکه ثابت کردید بدون ماشین هم میتونم عین یه مرد سخت کوش هرکار از دستم برمیاد انجام بدم ، میتونستی مهربان و قاطع بگی آفتاب اذیتم میکنه نمیتونم برم بیرون ،

    خسته ام و نیاز دارم مدتی در خونه به خودم برسم (چرا نمیتونید درگیر خودتون باشید؟)

    به شما گفتم همسرتان احساس فنا شدن میکند و احساس میکند از اینکه همسر شماست حیف شده و این مساله رابارها به هر زبانی گفته است، چه برداشتی کردید ؟ فکر نکردید باید به ایشون و خودتان بفهمانید که شما

    لیاقت بهترین ها را دارید ؟ شما چگونه شایستگی و عزت خود را نشان میدهید ؟


    شما اشتباه نکنید = قدم اول
    قدم دوم = زیاد گفته شده ولی شما گوش ندادید .

    اینهمه توی این سایت هستید چه میکنید ؟ مقاله زندگی دیگران در شما چه تاثیری دارد؟ تاپیک سوده را خواندید؟ کتاب زن بودن را خواندید؟ همسرتان با این رویه هرگز برنمیگردد و فقط شما داغونتر میشوید.
    عاشق خانواده هنوز دست از سر همسرت برنداشتی ، منم زنم از جنس خودت میدونم خیلی سخته با یه انسان توی خونه باشی و نبینیش ، دیوانه کنندست اما بدتر از اون اینه که تو مدام منتظر توجه این آدم باشی

    اون انتظاره بیشتر از هر چیز از پا درت میاره

    خیلی ناراحت شدم از پاسخهای همسرتون و از اصرار شما با هدف اون

    تو برای زندگیت کم نزاشتی نه اصلا ، هرکسی اشتباهاتی داره، و اشتباهات شما هیچ توجیهی برای بی مسئولیتی و بی اعتقادی همسرتون نیست
    ازون مهمتر مدام داره شما رو نقد میکنه چرا این اجازه رو میدی که مدام در نقد و قضاوت باشی؟

    ولش کن واسه خودت و بچه هات زندگی کن ، تو درست رفتار کن اگه برگشت که هیچ اگه برنگشت، تو داغون نشی خودتو از بین نبرده باشی ،

    خانمهایی که از این نظر با شوهرشون مشکل ندارن میشه بگن وقتی شوهرشون خونس درباره چه موضوعاتی با هم صحبت میکنن. خوب من غیر از بچه ها و خانواده و کار حرفی ندارم چی بگم. کل اینا شاید چن جمله کوتاه هر روز نشه تازه همسرم اصلا دوست نداره در مورد خانواده صحبت کنم
    همسر من وقتی خونست میاد کمکم میکنه که کارهای خونه رو زدتر تموم کنیم تا زودتر بیام کنارش بشینم، تلویزیون ببینیم حرف بزنیم یا غیره(شاید بعضی از محاسن همسر شما رو همسر من نداشته باشه تازه برعکس عیبهایی هم داره)

    فقط فقط خودمو میبینم بی توقع شدم خیلی بی توقع ، انقدر درگیر خودم شدم که توی خونه کوچیک دنبالم میگرده گاهی سرشو برمیگردونه صدام میزنه ،

    وقتی میخوام کار خونه رو انجام بدم مثلا گردگیری چون جلوی چشمشم قشنگ ترین لباسمو (راحتم باشه اذیت نشم چون اول خودم مهمم)میپوشم برام مهم نیست کثیف بشه مهم اینه من خیلی شیک باشم حتی وقتی دارم کف خونه رو طی میکشم،درحالی که اون تلویزیون نگاه میکنه منم هندفری میزارم موسیقی گوش میدم حین کار ، زبان گوش میدم هر چی لازم باشه یا دلم بخواد گاهی بلند با موسیقی میخونم چون اون 4دیواری برای منم هست

    دلم بگیره میرم توی اتاق درو میبندم آروم مناجات میکنم کاری ندارم اون الان چه فکری میکنه ، من نیاز به مناجات داشتم به خاطر اینکه بهش احترام بزارم حتی الامکان آرومتر این کارو میکنم

    گاهی حوصله مطالعه نداشتم اما میدیدم بدجور سرش توی مثلا والیباله ، با من حرف نخواهد زد ، روز جمعه است ، برنامه خاصی هم برای بیرون و.. ندارم و حوصله من سر خواهد رفت ،پس دست به کار میشم میرم خیلی شیک پوش میشم لپ تاپمو میزارم جلوم دور از او ولی در دید او ، کارهای شخصیمو انجام میدم که وقتم تلف نشه حوصلم هم سر نره

    این میشد به مرور نمیتونست غرورشو نشکونه یا منو به سکوت و بازی و.. ترجیح نده و میومد سراغم ،

    من همیشه خودمو باهوش نشون میدم اطلاعات عمومی مورد علاقشو بهش میدم نه همیشه اون فکر میکنه من خیلی به روزم و میخواد خودشو به من برسونه نمیدونه این کلکه

    همهی اینها بی توقعه یعنی منتظر عکس العملش نیستم منتظر خوبتر شدن روحیه خودمم

    عاشق خانواده میگی همسرت دوست نداره درمورد خانواده حرف بزنی درمورد خانواده حرف نزن خودت الگوی مناسب باش
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !


    ویرایش توسط گیسو کمند : سه شنبه 17 شهریور 94 در ساعت 11:10

  2. کاربر روبرو از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده است .

    شیدا. (سه شنبه 17 شهریور 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اضطراب اجتماعی شدیدم زندگیم را مختل کرده
    توسط ranaaa در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: شنبه 15 مهر 91, 15:32
  2. فوبیا و اضطراب اجتماعی
    توسط ki@rash در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 52
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 خرداد 91, 01:18
  3. سخت بودن انتظار واسه گرفتن جواب مثبت قطعی
    توسط larg.62 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 15 آبان 89, 09:53
  4. فکر می کنم خود واقعی اش را پنهان می کند
    توسط صفورا33 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: یکشنبه 17 مرداد 89, 19:43
  5. * صداقت واقعی
    توسط escarlet در انجمن تنش و دعوا در ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 21 اردیبهشت 88, 12:22

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.