سلام عزیزم
کاملا درکت میکنم
من با اینکه توی محضر اون اقا میخواست به پدرم حمله کنه وقتی از محضر اومدیم با وجود همه ی بدیاش میخواستم که باشه
اما وقتی احساساتم کمرنگ میشه ازکاری که کردم کاملا راضیم و پیش خودم میگم زندگی که دوران عقدش این باشه فکر کن پنج سال دیگه چطوریه
پیشنهادی که بهت دارم اینه که اصلا از روی احساسات تصمیم نگیر
اگه امکان درست شدن زندگیت وجود داره که تلاش کن
اگه هم تصمیمت جداییه از مهریه ات نگذر چون همسرته که میخواد جدا شه
وقتی گفتی پسر عمته کلی تعجب کردم
یعنی خانواده اش پا پیش نذاشتن واسه حل مشکلتون








علاقه مندی ها (Bookmarks)