سلام وقت بخیر
با جسارت تمام و عرض پوزش دوست داشتم نکته ای رو بیان کنم
من هرچه جملاتتون رو خوندم و این موقعیت و متصور شدم نتونستم ازین کلاف سر درگم چیزی بیرون بکشم که بشه بهش چنگ زد.
جناب فرزام عزیز کاملا متوجه این موضوع هستم که شما به یک مرد ۴۸ ساله شباهتی ندارید و کاملا میتونم تصور کنم جذابیت ظاهری و درونی شما رو،همه ی ما مردهای اینچنینی در جامعه دیدیم بخصوص در تهران به وضوح میشه مشاهده کرد که سن حقیقتا یک عدده،البته تعداشون اندکه متأسفانه
بنابراین اصلا تعجب نمیکنم از حس دختر خانوم به شما،ایشون هم از دید شما خانوم کوچولو هست از دید بنده یه خانوم جوان و جذاب ۲۳ ساله اس،الان دیگه ما به دختران زیر ۱۵ سال میگیم خانوم کوچولو
بیاین فرض رو بر این بگیریم شما کاملا مناسب هم هستین و تصمیم دختر خانوم هم از همه جهات سنجیده اس،شما بهتر از من میدونید اینجا ایرانه،ما در کشوری زندگی میکنیم که نیمی از داستان ازدواج به خانواده ها مربوط میشه،دختر خانوم نهایتا ۵۰درصد قضیه باشن، بقیش و خانوادش تعیین میکنن ،خودتون رو بجای پدر مادرش بزارین ،فرض کنین الا شما بجای پسرتون یه دختر نازنین ۲۳ ساله دارین که جانتون رو هم برای خوشبختی و آسایشش فدا میکنین ،بعد از مدتی آقای فرزام با همین شرایط با شما درمورد عشق و علاقه به دخترتون صحبت میکنن،چه عکس العملی نشون میدین؟؟؟؟
لطفا صادقانه خودتونو در این موقعیت قرار بدین
من دختر ۲۷ ساله با آزادی کامل با زندگی در شرایط ویژه ی تهران و خانواده ای به اصطلاح مدرن هنوز برای معرفی یه خواستگار کاملا متناسب هییییچ اطمینانی از عکس العمل پدر و مادرم ندارم ،شما بخوبی میدونید اگر این مسأله رو مطرح کنید چه فاجعه ای اتفاق میفته ،در اوج جوانی دختر تازه متولد شده این خانواده رو درآغوش کرفتین و حالا اون دختر بچه به اوج جوانیش رسیده و شما در حال صحبت از عشق و ازدواج با دخترشان هستید،تصورش کنید،چه خواهد شد؟؟؟؟
از طرفی به خوبی تبعات متوجه شدن پسرتون ازین موضوع رو میدونید ،اصلا نیازی نیست من کوچکتر بازگو کنم، کاری نکنید خدای ناکرده ازینجا رونده و ازونجا مونده بشید....
میدونم خیلیییییی سخته ولی ناممکن نیست،فقط مرگ چاره نداره
ازتون خواهش میکنم دل بکنید،
شما فرد ایده آل گرایی هستید،با همین ایده آل گرایی تصور کنید برای دخترتون این مسأله پیش بیاد،خودتون رو گول نزنید جناب فرزام،این دختر خانوم زیبا(قطعا زیبایی و جذابیت دارن که پدر و پسر علاقمند شدن بهشون)نه رابطه ای داشته نه تجربه ای نه علاقه ای و شاید شما اولین مورد جدی باشین،ما خانوما اکثرمون به علاقه های اولمون گاهی میخندیم و باورمون نمیشه همچین انتخابای دور از ذهنی داشتیم یه زمانی و خدارو شکر میکنیم اون زمان انتخابمون به سر انجام نرسیده.
شما تجربه ازدواج دارین،بچه دارین،تو این سالها هم که تجربه ارتباط جنسی رو هم که کاملا داشتین ،با این همه تفاوت چطور علاقه تون رو میخواین به دوستتون نسبت به دخترش مطرح کنین؟؟؟؟
امیدوارم موفق باشین








علاقه مندی ها (Bookmarks)