هورااااا افرین به عاشق خانواده خودمون با این حاضر جوابی وزبون شیرینش
نترس تورو از یادش نمیبره خانوم
وای رفتار شوهرت که تعریف میکنی من یاد کارای خودم میفتم واقعا رفتارش عین بچه هاست منظورم توهین نیستا
میدونی چرا تو مهمونی و جمع گوشی دستش میگیره واسه این که خیالش راحته ارامش داره میدونه مادر سلطه گر وکنترل گر اینجا جلوی بقیه نمیتونه حرفی بهش بزنه و یا کلا حواسش بهش نیست اونم از فرصت استفاده میکنه
ببین چقدر حس کنترل تو خونتون زیاده که کمی ارامش رو به نگه داشتن ابرو ترجیح میده من قشنگ درکش میکنم چون خودمم اینکارارو میکنم:)
ببین هنوز شوهرت ول نکردی اره احساسش در ظاهر رها کردی میگی من دیگه ولش کردم اما ول نکردی در اصل اون کنجکاویتو رها نکردی
شاید دیگه برات مهم نباشه داره با دختر چت میکنه چون میدونی, اونو داری رها میکنی اما بازم میخوای جلوی چشت کار کنه چرا؟؟؟؟؟؟
چرا دوستداری حریم هارو پاره کنه چرا میخوای حس عذاب وجدانشو از بین ببری؟؟؟؟؟
یعنی چی این جمله که بهش بگم مثل فراریا نباشه و کارشو تو خونه انجام بده انقدر این جملت مادرانه و اعصاب خوردکنه که نگو مامان منم هم گاهی همینجوری بهم میگه در ظاهر میخواد نشون بده کاری به من نداره و براش مهم نیست رادارای من چی میفهمه؟که میخواد تحت
نظرش باشم تفاوت میبینی؟
وای جدی اعصاب ادم خورد میشه منم جای شوهرت بودم به دخترایی پناه میبردم که خودشون لوس میکنن ومیخوان تحت حمایتم باشن نه پیش زنی که میخواد توی تیررسش باشم حقیقته عزیزم
اسیب های دیگه ای که این جمله میزنه اینه که داری نشون میدی که من کارات میبینم میفهمم اما عکس العمل مشخصی نشون نمیدم یا نمیتونم یا برام مهم نیست داری میگی که من با کارات کنار میام بیا جلوم انجام بده
داری نشون میدی که اره تو درست گفتی من ادم بدبینیم و بازم درست گفتی کارت مشکلی نداره و من خودم فهمیدم که باید کار بدون اشکالت جلوی من انجام شه
داری میگی که عذاب وجدان نداشته باش چون من همچیو میدونم من طاقت و تحمل دارم تو بیشتر و واضح تر خیانت کن من زن لطیفی نیستم حساس نیستم دامنه من بازه تو بیشتر بیحیایی کن
میدونی اشکال بزرگت چیه تو میخوای نشون بدی که از کاراش خبر داری تا خجالت بکشه اما دقیقا برعکس تو باید نشون بدی از کاراش خبر نداری تا خجالت بکشه منظورم میفهمی؟
اینکه اون دلش برات بسوزه که اخی زن مهربون وسادم داره بهم محبت میکنه نمیدونه من چه کار بدی میکنم اما اگه بدونه که میدونی دلش نمیسوزه ازت فرار میکنه تا کمتر بفهمی
انقدر این حس عذاب وجدان بازدارنده است که حد نداره
مهربونیات تحسین میکنم اما یه مشکل دیگه هم توش هست اینکه تو از بستری که شوهرت نیاز داره وارد نشدی
ببین این جور مهربونیایه الانت که البته خیلی بد هم نیست اما مشکلی که داره اینه که تو داری میگی :
من میدونم تو منو دوستداری اما خودت داری قبول نمیکنی پس من و بچه ها انقدر به تو محبت میکنیم تا تو برگردی پیشمون و برگردی به خانواده این بد نیست اما راه حل شوهرت نیست
ممکنه علاقشو بهت بیشتر کنه اما بازم سمت اون گروه ها میره چون اون یه چیزی واسه ارایه داره که تو خریدارش نیستی اونم داره اونجا ارایه میده اون حس تایید شدن و مورد نیاز بودن هست
میدونم الان میگی من همیشه بهش گفتم وای تو خیلی خوبی ممنونم واینا اماااا این چیزی نیست که اون میخواد چون ۱)هیجانی نداره ۲)خیلی مصنوعیه
تو بهش میگی اما دخترای اونجا بهش نمیگن نشون میدن بزار چند تا مثال بزنم
مثلا شوهرت از بیرون بیاد ببینه وای بچه ها جیغ جیغ میکنند تو اون وسط نشستی درمونده نگو عزیزم میشه این بچه هارو اروم کنی بلکه به بچه ها بگو ایناها اینم باباتون برین پیش اون بعد بلند شو بگو اخی وبرو دمبال کارت که تا یکساعت کسی نبیندت
یا رفتین گردش خواستی سبد رو از ماشین بیاری بیرون نگو فلانی بیای این سبد ببر وای دستت درد نکنه مرسی و...
سبد بگیر دستت ولی یجوری نشون بده که نمیتونی بلندش کنی ضعیفی یا کج راه برو که اوه اوه چقدر سنگینه بعدم اگه کسی ازت گرفت حالا هرکی عین دختر بچه ها شو بگو دست پا چلفتی نیستما این سنگین بود بعدم سریع برو
نمیگم مردا از تشکر مستقیم بدشون میاد ولی لذت میبرند وقتی قدرتشونو به یه زن نشون میدن ولی اون به طور ضایع و بچگونه ای نمیخواد قبول کنه
مخصوصا اینا واسه شوهرتو بیشتر جواب میده چون وقتی صداش کنی یا هی تشکر کنی اون فکر میکنه بهونه پیدا کردی از گوشی دورش کنی و خودتو لوس کنی
ببخشید زیادی طولانی شد امیدوارم حداقل یکم به دردت بخوره








علاقه مندی ها (Bookmarks)