سلام بهنام و کاوه عزیز
راستشو بخواین من دیروز بعد از خوندن نظر خانم شیدا یهو شوکه شدم و بعدشم رفتم لینکی که گذاشته بودنو تماماً خوندم. با خودم گفتم شاید هم همین درسته کل مسیر محل کار تا خونه رو گریه کردم.خیلی ناراحت بودم. اما بعدش که آرومتر شدم دیدم که نه واقعا اینطور نبوده. راستش منو نامزدم تو دو تا شهر زندگی میکردیم و با این حال نامزدم هفته ای دو بار میومد دیدنم. از همون روز اول نامزدیمون شوهرم خیلی از جنسی علاقه نشون میداد. ما باهم ارتباط کامل نداشتیم. اما تکرار این دیدار های ما ثابت میکنه که اون ناراضی نبوده و هرچی باشه من یه دخترم و حس رو تشخیص میدم و با قاطعیت میتونم بگم که نامزدم خیلی راضی و خوشحال بود. این قضیه کاملاً از روی حرکاتش مشهود بود. ما از نظر جنسی مشکلی نداشتیم و نیازهای نامزدم هم کامل برطرف میشد. روز آخری که باهم صحبت کردیم به من گفت همه ی اون روزا تظاهر میکرده اما دروغ محضه.
به من گفت من قبل ازدواج رابطه جنسی داشتم نباید رابطه اینطوری باشه،گفتم مگه باید چطور باشه؟ گفت من اصلا وقتی تو رو میبینم از نظر جنسی تحریک نمیشم. در صورتی که این واقعیت نداره.
روز آخر انگار دلش میخواد هر طور که میتونه دل منو بشکونه با دروغاش.
این موضوع که من از اول به دل اون نشستمو به من حسی نداشته حقیقت نداره.
خوشحال میشم نظراتونو بدونم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)