سلام، با تشکر از همه دوستان، ممنون از راهنمایی هاتون.
از ابتدا من و همسرم عاشق هم بودیم به خاطر رسیدن به همدیگه جلوی خانواده هامون وایسادیم... همه چیز بعد از دوران عقد شروع شد وقتی که بعضی کارها و حرفهای نادرست از طرف خواهرهای من موجب واکنش بسیار شدید از طرف خانمم میشد. و من هم اوایل با بی مهارتی میگفتم اونا چیزی نگفتن و تو موضوع رو بیخودی بزرگش میکنی ... کلن نسبت به خواهرام خیلی حساسه.... امروز بش پیام دادم که "ما بهتره با هم صحبت کنیم، شما یکی از خواسته هاتو گفتی و بقیه رو نه، نباید حرفای من رو هم بشنوی؟ با پیامک و تلفن میشه حرف زد؟ با قهر و دوری مشکلی حل میشه؟ به هر حال شما نگرانی هایی داری، درکت می کنم، خودمو جات میزارم می بینم ی جاهایی نادیده گرفته شدی، ی جاهایی خیلی اذیت شدی... نگرانی های تو هم بجا هستن و باید از راه خودش حل بشن. من هم از تو انتظاراتی دارم که باید مطرح کنم... ب خدا زن و شوهرهای دیگه مشکلات حادتری دارن که خودشون حلش می کنم.... همه اینها در سایه آرامش و گفتگو قابل حله... عصر میام سراغت بریم بیرون صحبت کنیم..." ، حالا تصمیم گرفتم عصری برم شهرستان ببینمش و باش حرف بزنم... البته اگه بچه بازی درنیاره و بیاد... دوستان به نظر شما رفتم چی بگم لطفن نظراتتون رو بگید... اگه تماس گرفتم جواب نداد برم درب خونشون؟ میترسم برم درب خونشون نیاد ضایع بشم... راهنمایی کنید لطفن...








علاقه مندی ها (Bookmarks)