باز که اینجا سوت و کوره،
الان یه هفته از آخرین پست اینجا می گذره،
پس بزارید یه خاطره از بایگانی یه سال قبل بکشم بیرون، براتون تعریف کنم،
همون طور که می دونید من و همسری همکار هستیم (توی دو تا واحد جدا)
(زمان مجردی من و یکی دیگه از همکارا با هم صبحونه می خوردیم(نوبتی هر روز با یکی بود)) بعد ازدواج دیگه با ایشون نمی خورم، از ابتدای ازدواج درست کردن صبحونه رو من قبول کردم، البته صبحونه رو سر کار می خوریم، معمولاً برای صبحونه چیزهایی مثل (سالاد الویه، ماکارانی و یا کوکو و...(دست پختم بد نیست)) درست می کنم ، البته یه روز درست می کنم و دو سه روز اونو می خوریم و نونشو هم سر راه یه نیش ترمز میزنم و یه بربری و یا یه سنگک می گیرم. و پشت میزم برای خانومی لقمه درست می کنم ، لقمه رو میزارم داخل پلاستیک فریزر و با یه برگه a4 استتارش می کنم و می برم برای خانومی. (البته همکارای خانومم می دونن که من هر روز براش لقمه می برم) خلاصه، نیرو های جوون اداره ما معمولاً با هم خوبن و میونه خوبی دارن، یکی از بچه ها که رفته بود توی واحد خانومم اینا، به خانمم گفته بود چیزی برای خوردن نداری، این لقمه چیه بده بخوریم، یکی از همکارای اون واحد گفته بود، اونو شما نمی تونی بخوری، لای اون نون عشق گذاشته شده. از طرف همسرش براش رسیده.
(برای روشن کردن دوباره موتور این بخش فک کنم بد نبود).
خونه خریدن ما هم برای خودش داستانی شده ها!!!
امروز غروب باید 30 تومان دیگه بدم به فروشنده، و خونه رو تحویل بگیرم و یکی از وام ها هنوز آماده نشده، فروشنده ما هم که یه آدم گیییییییر!!!!
الان 20 تومان دارم، قرار 20 رو بدم و بگم که هفته بعد 10 تومان رو واریز می کنم و کلید رو ازش بگیرم، خانمم که میگه با توجه به وجنات حاجی، فک نکنم کلید رو بده،
خلاصه موج مثبت تون رو مثل سری قبل بفرستید که امروز انجام شه، از فردا هم آستین ها رو بالا بزنیم برای رنگ زدن خونه. تا یه ماه دیگه بریم اونجا و از اوجا عاشقانه های جدید رو بسازیم.
راستی داشت یادم می رفت،
شنبه اولین سالگرد ازدواج (مراسم عروسی) ماست، دوستان برنامه پیشنهادی برای سورپرایز کردن دارید،(کم خرج ولی پر انرژی)







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)