حرف پول و سه میلیون شد من یاد دو چیز افتادم که هردوش درارتباط با یکنفر هست
نزدیک خونه ما یه مغازه بود که داستان داره و مادرم خیلی ازش خوشش اومده بود یعنی از نگاه های هرزه ش به من خوشش اومد و بود و دو قرون پولی که داره. اصولا این جور مغازه ها در امدشون باید خوب باشه. ادمهای کم سواد رو اصولا میشه برشون حکومت هم کرد چون توی زن اصولادنبال دو چیزن زیبایی و .... مثل مادرم که به زندکی بابام حکومت کرده و داره حکومت میکنه
میدونی احساس من نسبت به این ادم حتی ندیده چیه ؟ چندش. البته یکبار یکی رو دیدم که اخر نفهمیدم اونه یا شاگرد مغازه ه اش . ولی اصلا قیافه ش برام مهم نیس چون ملاک یک من که سواده رو نداره و کلا از شغلش متنفرم
یه بار توی ماشین عمومی بودم یه خانم جوونی شروع کرد اول سر حرف رو باز کرد بعد رسید به اینکه این شغل همون شغل اون اقا ماهی لاال سه میلیون درامد داره و داشت داداشش رو میگفت. من اونزمان چون توی یک مسیر خاص اون خانم رو دیده بودم فکر نمیکردم شاید خواهرش بوده ولی شاید با خواهرش از در خونمون تو تعقیب بوده حالا این توضیحات اضافی بود که گفتم
من حتی حاضر نیستم از همچین ادمی یا امثالش سواستفاده کنم مثلا یه مدت باهاش بگردم و پولش رو خرج کنم. نه که پول دوست نداشته باشم . باشه روزی یکم میلیون خرج میکنم
البته من نگفتم احساس این اقا به شما چندشه . میگم نمیخواد
حالا من نمیدونم ملاک شماره یک اون اقای طرف مقابل شما چیه ولی پول و تحصیلات ملاک شماره یکش نیست گویا.
والا ببخشید من خودم حال و روز خوبی ندارم ولی فکر نمیکنی داری دنبالی بهانه ای برای غصه خوردن میگردی؟ اخه تاجایی که من دیدم خیلیا بهتون گفتن که این ادم نمیخواد و فراموشش کنن. فکر نمیکنید به مشاور حضوری نیاز داشته باشید؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)