سلام مجدد دارم خدمت دوست و برادر عزیزم محمد رضا.امیداورم روزگار بر وفق مرادت باشه.خیلی خوشحالم که توی این سایت با دوستان و عزیزانی نظیر شما همدلی و همزبانی میکنم.چه افتخاری بزرگتر از این.به خاطر نظر لطفی که نسبت به بنده داشتی ازت تشکر میکنم.
دوست عزیزم به خاطر دیدگاه اخلاق مدارانه و انسانی که داری بهت تبریک میگم.خدا رو شکر که از صحبت های بنده برداشت خیر و مصلحت خواهی کردی.خیلی خوشحالم.خودمم خیلی دوست داشتم با طرز تفکر شما درباره این مورد به خصوص آشنا بشم.(به عنوان یک معیار که در سرخط معیارهای شما آمده بود).به نظرم رسید باید تحلیل بیشتری روی این موضوع صورت بپذیرد تا خدای نکرده دچار اشتباه یا خطای جبران ناپذیری نشوید ولی انگار شما راه رو بهتر از من بلدید و به درستی نشانه ها و تابلوها رو در مسیر حرکتتان قرار داده اید. راستش اگر کسی از من سوال بپرسد مهمترین دلایل انتخابم در مورد دختر مورد علاقه ام چیست.صد در صد از فاکتور زیبایی چهره به عنوان یکی از سه پارامتر اصلی نام خواهم برد.اما شما حتی یک اسم کوچک هم از آن نیاوردید و دسته بندی معیار های شما بیشتر شامل صفات درونی و ذاتی بود.واین خودش کلی برای من علامت سوال و علامت تعجب بود.حال خواستم بدونم این اعتقاد از منظر شما چگونه تعریف میشود که به طور همزمان هم بهش ایمان دارید هم ندارید(چه شما ٬ چه دختر خانم مد نظرتون).بحث رو به اینجا کشوندم که بگم شما تنها یک طرف ماجرا هستید و دیدگاه شما خیلی خاصه و نمیشه گفت عمومیت داره و جهان شموله.طرف دیگر این ماجرا دختر خانم هستند که صد در صد از عقیده و گرایش شما تبعیت نمیکنند.شما علاوه بر خودتون وظیفه داشتید این طرز تفکر رو در دختر خانم هم مورد کند و کاو قرار بدید.آیا شما چنین عملی رو انجام دادید یا خیر؟ مسلما جواب بله یا خیر شما به ادامه این بحث کمک شایان ودر خور توجهی خواهد کرد.میدونید چرا و چگونه؟ خب جواب بسیاری از سوالات شما در پاسخ این سوال نهفته است.(به نظر من).ببینید شما وقتی از اعتقادات یک فرد باخبر باشید میتونید خیلی از مسائل رو پیش بینی و پی گیری کنید.به طور مثال شما اگر مطلع بودید الان به راحتی میتونستید تشخیص بدید ایشون برای چی با شما بودند و به چه دلیلی جدا شدند.فکرم نمیکنم کار چندان دشواری باشد.باز هم مثال میزنم اگه کسی اعتقادات دینی قوی داشته باشد ماندن در یک رابطه غلط صلاح نمیداند و به فراخور عذاب وجدانی که در ذهنش جا خشک میکند رای بر اتمام این ماجرا میدهد.امیدوارم منظورم رو درک کرده باشید.
اونطور که من متوجه شدم شم بحث اعتقاد رو از چند جانب مورد بررسی قرار داده اید و به ظن خود بهترین مورد رو برگزیده اید.هر چند برای من هنوزم قدری گنگ و نامفهومه.منبع اعتقادی شما چند سر منشا دارد که به هم آمیخته اند.اگر بخوام این شاخه ها رو دسته بندی کنم ۱_اعتقادی که ریشه در ذهن شما دارد۲_اعتقادی که از قلب شما جاری میشه۳_اعتقادی که پایه آن روح و منش شما میباشد۴_اعتقاد دینی و شایدم گزینه های ۵و۶و... .والا نمیدونم.خیلی برام جالبه.هر کسی برای خودش طرز تفکری دارد و طرز فکر شما هم محترمه.من که خیلی استفاده کردم.به نظرم بهتره بیشتر در این رابطه تفکر و مطالعه داشته باشم.شما اگر در این رابطه کتابی ٬جزوه ای ٬مقاله ای میشناسید ممنون میشم معرفی کنید.
به نظر من شما بهتره هر چه زودتر از راه درستش اقدام کنید.راه درستش طبق صلاح دید عرف اقدام از طریق خانواده ها میباشد.مطمئن باشید هرگز ضرر نخواهید کرد.احساس ایشون به شما هنوز مراحل اولیه شکل پذیری خودش رو طی میکنه.بزرگی میگفت زن ها بر خلاف مردان به مرور عاشق مردانی میشوند که در کنارشان باقی میمانند.امیدوارم هر چی که خیره و به صلاحت اتفاق بیفته.
یار واقعی باید امتحان پس دهد.خدا هم بنده هاشو امتحان میکنه تا یار حقیقی رو تشخیص بده.شما هم ایشونو امتحان کنید.فقط درست و حساب شده.
در ضمن پناهگاه مکانی مخفی است در جهت دوری از خطر. حالا خطر در اینجا چیست؟ فکر و اندیشه های مسموم .همین.پس درخواست کمک در این مقوله دسته بندی نمیشه دوست خوبم.
خیلی خوشحال شدم .پیروز و پاینده باشی دوست خوبم.آرزوی بهترین ها رو برات دارم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)