ممنونم از جواب كاملتون و اينكه برام وقت گذاشتين. دو جلسه با نامزدم شش ماه قبل مشاوره رفته بوديم ايشون خيلي يكدندگي ميكرد حتي مقابل مشاور حتي مشاور گفت خواسته هاتونو بنويسينو جلسه ديگه برام بيارين كه نامزدم نداشتن وقت رو بهونه كرد و اين كارم نكرد شخصيت عجيبي داره خيلي دلرحم و مهربونه بعضي وقتها ولي گاها خيلي سنگدل و يك دنده در مقابل من و فقط من! الان نزديك ده روزه هيچ اس ام اس و تلفني ازش بهم نشده... حرفهاي مشاور و از طرف ديگه اسراري كه به خواهرش گفته منو وادار كرده كه منم بهش زنگ نزنم ... مشاور بهم گفت اگه الان طلاق نگيري ده سال ديگه با يه بچه مجبوري بگيري... خانواده نامزدم خيلي پايينتر از ما هستن... مشروب خوردن رو چيز بدي نميدونن ... ادب و احترامي براي هم قائل نيستن... خيلي دروغاي بزرگ ميگن...همه چيز رو فقط تو پول و خوشگذروني ميبينن... نامزدم اگرچه كاملا مثل اونا نيست ولي گاها من كه بعضي چيزا اعتراض ميكنم ميبينم طرفشونو نگه ميداره و اين باعث ميشه فكر كنم حتما نامزد من هم مثل اوناست ولي چون هنوز اول راه زندگيم خودشو نميخواد نشون بده...در مورد حجاب و روسري ازشون خوشش نمياد چون خانوادش خيلي ازادن و اين چيزا از بچگي مهم نبوده براشون ولي وقتي من ميگم مشروب نخور اونم ميگه روسر سرت كن و چون ميدونم لجبازي ميكنه منم ناراحت ميشم و ميگم زندگي كه لج و لجبازي توشه بدرد نميخوره ..و اينم قبول دارم كه اصلا تا حالا سياست نداشتم و با حرفاي بي وقت و گلايه هام اونم به خودم حساس كردم ... اگه ديگه بهم زنگ نزنه و نخواد برگرديم چيكار كنم؟؟ خانوادم ميگن تموم كنين ولي من از الان از زندگي كه اون توش نباشه دلم ميگيره با اينكه همه خانوادم ازشون بدشون مياد... لطفا بگين چي كار كنم با اين شرايط