ممنونم شیدای عزیز
بهش فکر کردم اما برام اصلا مهم نیست دیگه. وقتی میبینم اگه بخوام با این شرایط ادامه بدم هر روز باید غصه بخورم و خودخوری کنم. با یه سری اخلاقهای بیخود شوهرم و خانوادش بسازم میبینم شاید تموم کردن این زندگی بهتر باشه. مخصوصا که دیگه محبتهایی که در حق شوهرم کردم و هیچی تو زندگی ازش نخواستم اونو پرتوقع کرده به طوری که وقتی بهش میگم تو گفته بودی خونه میخری و مسافرت خارجی میبری اما الان دریغ از یه خونه اجاره ای معمولی و یه مسافرت داخلی درست حسابی به من میگه تو عوض شدی تو اون ادم 5 سال پیش نیستی. اما من همونم اما تا به الان به اشتباه سعی کردم بهش فشار نیارم اما وقتی دیدم اون حاضره که تو زندگی از لحاظ مالی له بشم و اون درسش رو بخونه و انتظار حمایت کامل هم از طرف من داره تصمیمم رو گرفتم . چون انتهای این زندگی جز بدبختی نیست. تازه زبونش هم درازه من از تو حمایت کردم که درس خوندی اما من دانشگاه دولتی بودم و نه تنها ریالی برای دانشگاه من خرج کرد بلکه کلی پول هم چهت اجاره خونه از دانشگاه وام گرفتیم که بازپرداختش تازه بعد از اتمام تحصیلات منه.
به نظرم خیلی نمک نشناسه. به همین خاطر دوست دارم بعدا تنها زندگی کنم تا اینکه کسی کنارم باشه. با اینکه مطمئنم بسیار از این موضوع عذاب خواهم کشید
دوستان اگه مشاور خوبی تو تهران در این زمینه سراغ دارید بهم معرفی کنید. من مشاورهای زیادی رفتم اما نتونستن خیلی کمکم کنن.
ممنون
اقای بهنام 10 ممنونم از پاسختون
از این که گفتم دکترام ابدا قصد نداشتم که خودم روبرتر معرفی کنم فقط خواستم شرایط مشخص بشه. من تا به حال نقض بسوز و بساز رو خوب بازی کردم تو این 5 سال طوری که شوهر من 5 ماه 5 ماه حقوق نگرفتم و من چیزی نگفتم.طوری که الان کفش و شلوار پاره پوشیدم.چشام درست نمینه اما چون پول نبوده نگفتم که عینکم باید عوض بشه. پس من نقشمو خوب بازی کردم و هیچی هم ازش نخواستم. دیگه نمیدونم چطور باید بسوزم و بسازم. اما حرف الانم اینه اون که میبینه اینقدر تحت فشاریم میره دانشگاه ازاد ثبت نام میکنه و کلی هزینه باید بده. من تا حالا سوختم و ساختم اما اعصابم دیگه نمیکشه. من واقعا تحمل حداقل 10 سال بیپولی دیگه رو ندارم. به نظرم اپیدمی دکتراست که خیلی زیاد شده که ملت فکر میکنن باید از هر جایی که شده یه مدرک بگیرن. اگه من دکترا خوندم چون به قول شما تو یکی از بهترین دانشگاه های ایران درس خوندم که نه تنها بار مالی برای ایشون نداشت بلکه پولهای میلیونی هم از دانشگاه برای اجاره خونه گرفتن. فکر نمیکنم کم خیلی پر توقع باشم که انتظار داشته باشم 15 سال زندگیم رو تو بدبختی و بی پولی نگدرونم مگه چند سال میخوام زندگی کنم.
ایشون حداقل اکه نصف شهریه رو هم داشت من مشکلی نداشتم. اوضاع خیلی بدتر از این حرفهاست








علاقه مندی ها (Bookmarks)