به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

Threaded View

  1. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 آبان 94 [ 21:59]
    تاریخ عضویت
    1394-7-15
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    33
    سطح
    1
    Points: 33, Level: 1
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها



    با سلام

    به نظر می رسد شما ترس پنهان دارید از دو چیز

    1 - اگر مادر و خواهر و ... بیایند مبادا پسندیده نشوید و بهتون بر بخورده

    2 - توهم ترس از عدم ازدواج با عشقی آتشین از قبل و .... ( به گونه ای که پسری ببیند و یک دل نه صد دل عاشق شود و بخواهد و ... ازدواج با عشق پیش آید )

    این هردو اگر باشد نشانه ضعف اعتماد به نفس است و نیاز هست با مراجعه به مشاور بررسی شود ...

    سطر آخر کلامتان رویکرد اجتنابی در شما را در برابر مسائل زندگی نشان می دهد تا جایی که در برابر چنین چیزی ابراز می دارید که کاش بمیرید

    از مشاور کمک بگیرید بیشتر خود را و نقاط آسیب پذیریتان را بشناسید و برای ازدواج و زندگی آماده شوید ... همچنین تیپ شخصیتی خود و تیپ شخصیتی مناسب ازدواج با خودتان را بشناسید تا انتخاب درستی داشته باشید حال چه به روش سنتی باشد چه مدرن ، چه ترکیبی ... مهم انتخاب درست است که ربطی به روش خواستگاری ندارد بلکه ربط به شما و دقت و آگاهی ها و قدرت شناخت درستتان دارد

    موفق باشید

    .
    با سلام خدمت شما دوست گرامی و تشکر به خاطر متن جالب و تحلیل روانشناسانه تون.
    در مورد ترس های پنهان من باید بگم که درست فرمودید.خب من به خاطر مورد دوم شاید انقدر با این قضیه مخالفم.راستش رو بخواید من قبلا یک نفر رو خیلی دوست داشتم اما هر کار کردم که یه جوری بین مون ارتباط برقرار بشه و حتی شده برای دوستی هم پایش بذاره باز هم نشد.حالا اون آدم دیگه نیست و حتی حرف زدن در مورد برگشتن اون مثل این می مونه که بخوای در مورد زنده شدن یه مرده حرف بزنی.یعنی تا این حد محاله.گاهی اوقات خودمو سرزنش می کنم که چرا کاری ازم برنیومد و هر چی اومدم درستش کنم بدتر شد....سرتونو به درد نیارم.هر وقت که کسی زنگ می زنه من خودمو سرزنش می کنم و میگم اگه اون بود اصلا الان استرس نداشتی یا خیلی هم خوشحال بودی.تازه اون خواهر هم نداشت که بیاد قد و بالاتو ورانداز کنه.یا مثلا وقتی شرایطشو میگن من همش تو ذهنم با اون مقایسه اش می کنم.واسه همین فکر می کنم نمی تونم با یه نفر وارد رایطه جدی بشم چون همش ناخودآگاه فکرم میره پیش اون و به آدم طرف مقابلم خیانت میشه و اونو به بازی می گیرم.باز هم تاکید می کنم که من واقعا با اون آدم خراب کردم و هیچ راه برگشتی نمیشه براش متصور شد و حتی تا همین اواخر تحقیرم هم کرد جلوی همه.حالا شما بگید من با این افکار درهم چیکار کنم.صادقانه جواب بدید.من ناراحت نمیشم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید dokhtareshad تشکرکرده است .

    Eram (شنبه 18 مهر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 61
    آخرين نوشته: جمعه 17 اردیبهشت 95, 22:06
  2. ماموریت این دو فرشته چه بود .... ؟؟؟؟؟؟ هاروت و ماروت
    توسط parsa1400 در انجمن اعتقادی،‌اخلاقی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 17 فروردین 94, 06:46
  3. پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: جمعه 13 مرداد 91, 19:56
  4. تفاوت سنی 8 سال، آیا از یک نسلیم؟
    توسط jodiabot در انجمن تفاوت سنی در ازدواج
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 05 فروردین 90, 23:53
  5. تشخیص تفاوت میان عشق و شهوت !!!
    توسط erfan25 در انجمن عشق
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 16 آبان 88, 13:19

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.