به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 33

Threaded View

  1. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 اسفند 97 [ 12:43]
    تاریخ عضویت
    1392-4-04
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    5,844
    سطح
    49
    Points: 5,844, Level: 49
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 106
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    81

    تشکرشده 56 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستاننارجیس عزیزممنونم از پاسختون و من هم به شما تبریک میگم به خاطر قبولی در مقطع دکترامن انتظاراتزیادی از همسرم نداشتم و تقریبا هیچی ازش نخواستم که مبادا بهش فشار بیاد اما حالااحساس میکنم ایشون اینها رو وظیفه من میدونه و حاضره به خواسته خودش که دکترا هستبرسه هر چند که من فشار زیادی تحمل کنم. ایا ایشون هم بهتر نبود کمی به فکر زندگیو فشاری که قراره تحمل کنیم میبود. اگه همسرمن در دانشگاه سراسری قبول میشد من هیچمشکلی نداشتم، نهایت میگفتم کمتر میخوریم و میپوشیم تا درسش تموم بشه، اما دردانشگاه ازاد علاوه بر اینکه درست حسابی نمیتونه سر کار بره باید ترمی نه میلیون ونیم هم شهریه بده. به علاوه بر هزینه های پروژه (چون کارها ازمایشگاهی هست هزینههای زیادی داره).چرا من باید له بشم تو این شرایط؟ چرا از روز اول اینها روبه من نگفت. به خدا اگر میگفت که تا 15 سال باید اجاره نشین باشی و پول درست حسابیندارم من قبول نمیکردم. مگه من میخوام چند سال زندگی کنم که این همه عذاب بکشم.حالا تمام اینها به کنار، پررو بودنش بیشتر عذابم میده، انگار یه چیزی هم طلبکارهاز من. پررویی هم حدی داره، این همه باهاش ساختم هیچی نگفتم الان میگه نمیتونی بروبه سلامت. واقعا حالم ازش بهم میخوره دیگه. زنگ زده به بابام میگه من همینقدر دارمنمیخواهید طلاق دخترتون رو میدم. یه هفته نرفته سر کلاس فکر میکنه دکتر شده مقامبالایی داره و هر چا بره خواستگاری رو هوا میخوانش. طرز تفکر رو ببینید چیه؟من چرا بایدبا جنین ادمی خودم رو بدبخت کنم.ادمی که قدرتو نمیدونه. میگن واسه کسی بمیر کهبرات تب کنه. ایشون که برای من تره هم خرد نمیکنه چرا باید این همه بدبختی تحملکنم که با پولی حق من هست و قول داده زندگی خوبی برام فراهم کنه بره درس بخونه وبه ریش من بخنده.تازه خدا میدونه این همه صبر کنم اخرش مثل الان نگه برو به سلامت.اما جوابسوالات شما
    1- ویژگی های مثیتی که درهمسرتون وجود داره و شما اونها رو دوست دارید.؟؟ در جمع اخلاق خوبی داره و وقتی همکه من گوش به فرمانش باشم و کوچکترین محالفتی نکنم باهام خوبه

    2- اون صفات و اخلاق های منفی که هسرتون به شما نسبت میده؟؟ بهم میگه عوض شدی مادیشدی و من نمیخوام باهات زندگی کنم

    3- اگر شوهرتون همین امروز شغل پر درامدی پیدا کنه ایا حاضرین باهاش ادامه بدین؟؟مشکل من با ایشون تنها پول نیست. گرچه در اوضاع الان و هزینه دانشگاهش پول براممهم شده اما باور کنید من اصلا ادم مادی نیستم شاید اگر این بار مالی نبود من اصلادم از خونه بزرگتر و ... نمیزدم جون میدونستم تا 1 یا 2 سال ذیکه میتونیم بگیریماما الان مطئنم تا سالهای سال نمیتونیم. من فقط چیزهای نرمال یک زندگی معمولی روازش میخوام نه درامد انچنانی.مثلا ایشون تا حقوق میگیرن در عرض 5 دقیقه کل حقوقصرف وام و قسط میشه و یه چیزی هم کم میاد. تا چند سال من اینطوری باهاش ادامه بدم اخه


    4- ایا دوستش دارید؟؟ دوستش داشتم.اما الام علاقم بهش داره به صفر میرسه. شاید هم علاقه ای نباشه تنها اون احساس وابستگی که بهش داشتم که فکر میکنم هنوز کمی دوستشدارم. الیته یاد کارهاش که میفتم حس تنفرم 100 برابر میشه نسبت بهش.

    5- اگر همین فردا بهتوون بگه از دانشگاه ازاد انصراف میده تا زندگی بهتری داشتهباشید حاضرین باهاش ادامه بدین؟؟
    نه. چون انصراف ایشون میشه منتی بر سر من تا اخر عمر که به خاطر تو درسم رو ول کردم و باعث میشه توقعات زیادی که داره زیادتر بشه.
    ستاره زیباممنونم که برام وقت گذاشتید. نمیدونم من این مهارتها رو بلد هستم یا نه ولی 5 سال تحملش کردم و واقعا با رفتارهایی که ازش میبینم تجمل 1 روزش هم برام عذاب اور شده.ایشون ادم مغرور، لجباز و خودخواهی هست. به نظرم صبر کردن برای چنین ادمی ارزشنداره و من هیچ امیدی هر چند کوچک به بهتر شدن این زندگی ندارم. تنها در صورتی زندگی ما خوب خواهد بود که من هیچ حرفی نزنم و مخالفتی نکنم تا ایشون خوب باشه وگرنه با اخلاق تندی که داره زندگی رو از زهر هم برام تلخ تر میکنه. از طرفی تحمل خانوادش به خصوص مادرش برام دیگه غیرممکن شده. چون عذاب روحی روانی میده و خودش هم حاضره جونش رو برای مادرش بده و برای من فیلم بازی میکنه که دوست دارم. تمام وقتشرو به کار میگذرونه و شبها هم که مثلا 9 شب میاد خونه شاید نیم ساعت با من حرف بزنه و بقیه وقتش برای اینکه هدر نره به کارهای خودش میپردازه. پس من اهمیتی براشندارم. دلم نمیخواد محبت رو ازش گدایی کنم. واقعا دلم نمیخواد باهاش زندگی کنم.البته اون هم بهم گفته که دیگه نمیخواد زندگی کنه و کاهاری مرتبط به طلاق را انجام میده.
    من ان گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی /ولی با خفت و خاری پی شبنم نمیگردم.
    ویرایش توسط maryamhasani : یکشنبه 19 مهر 94 در ساعت 12:34

  2. کاربر روبرو از پست مفید maryamhasani تشکرکرده است .

    گندم.م (یکشنبه 19 مهر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تصمیم به طلاق گرفتم درسته تصمیمم؟
    توسط amir59 در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 مهر 95, 22:38
  2. وابستگی به روانکاو و عدم قدرت تصمیم گیری بدون وجود روانکاو
    توسط marria در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 14 خرداد 94, 17:02
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 شهریور 93, 18:36
  4. خیانت قبل از خواستگاری و ازدواج ، تردید دارم بهترین تصمیم چیه ؟
    توسط maral6 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 23 فروردین 93, 20:15
  5. تصمیمی که گرفتم درسته؟
    توسط mosaferkhaste در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 20 اردیبهشت 90, 10:17

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.