به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 33

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 08 اردیبهشت 96 [ 21:40]
    تاریخ عضویت
    1393-10-03
    نوشته ها
    345
    امتیاز
    7,833
    سطح
    59
    Points: 7,833, Level: 59
    Level completed: 42%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    299

    تشکرشده 738 در 270 پست

    Rep Power
    82
    Array
    دوست عزیز کسی به شما نمیگه زندگی با خواری رو بپذیر و حتی کسی هم به شما اصرار نمیکنه که طلاق نگیر اما منی که دارم مشکل شمارو میخونم حس میکنم اوضاع اونقدرها هم وخیم نیست که نشه درستش کرد

    همه میخوان تلاش کنن یه جوری کمک کنن که یه زندگی که پتانسیل اینو داره حفظ بشه از هم نپاشه

    خیلی زندگی ها بوده که مراجع تا تاپیک گذاشته همه متفق القول نظرشون این بوده ادامه ی اون زندگی بی فایدس و دو طرف فقط همدیگرو زجر روحی میدن

    من سه تا مشکل تو زندگی شما دیدم

    یک ادامه تحصیل همسرتون در شرایطی که امکانش نیست و بالتبع فشار مالی که تا حدی هم غیر قابل تحمل باشه

    دو درک پایین و خودخواهی همسرتون

    سه مشکل با خونواده ی همسر


    راجع به اولی باید بگم اکثر مردا دلشون نمیخواد خانومشون ازشون سر تر باشه به نظرم اصرار همسرت به ادامه تحصیل تو شرایط فعلی اونم دانشگاه ازاد و تحمیل فشار و استرس مضاعف به شما و صدالبته خودش میتونه دلیلش همین باشه
    (پیشنهاد من: در کمال ارامش و احترام و با توضیح دادن شرایط ازشون بخواید حداقل تا زمانیکه شما درستونو تموم کردین ایشون ادامه تحصیلشو به تعویق بندازه و بهش اطمینان بدین بعد از پایان دوره ی شما ایشون میتونن برن دنبال ادامه تحصیل و کمکشم میکنید چون واقعا زندگی دو نفر دانشجو از هر نظر سخته چه برسه به اینکه مشکلات مالی شدیدهم وجود داشته باشه و درس خوندن بار مالی هم داشته باشه)

    اگر پذیرفتن که هیچی اگر نه خودتون دیگه تصمیم بگیرید با توجه به تمامی شرایط چون کسی نمیتونه به شما بگه شرایط سخت مالی رو تا کجا تحمل کن

    اینکه شما الان نگران اینی که تا ده سال دیگه نمیتونی خونه بخری ولی اگر طلاق بگیرین ممکنه خیلی از برنامه های دیگتونم بهم بخوره و حتی نتونید کسی بهتر از ایشون پیدا کنید همه ی احتمالات باید در نظر گرفته بشه و شاید تشکیل زندگی جدید و ساختنش بیشتر از همون ده سال طول بکشه

    مشکل دومتون قدرنشناسیه همسرتون نسبت به فداکاری های شماست که کاملا بهتون حق میدم گاهی یه ممنونم خالی یه میدونم تو خیلی بخاطر من از خواسته هات گذشتی یه بهت حق میدم به ادم انرژی میده که حتی میتونه تو کویرم تک و تنها زندگی کنه چه برسه به تحمل فشار مالی پس کاملا درکتون میکنم که احساس میکنید زیر پاتون خالی شده و انگیزه ایی برا ادامه و ساختن و تحمل کردن نداشته باشید

    به نظرم با همسرتون صحبت کنید سرش منت نذارید تحقیر امیز باهاش حرف نزنید و بهش اطمینان بدین که به زندگیتون علاقه دارین مدام نگین من اگه میدونستم شرایطت اینطوریه عمرا باهات ازدواج میکردم خب اگه کسیم اینو به من بگه منم میگم الانم دیر نشده میتونی راهتو جدا کنی و بری درسته؟؟؟؟

    بارها گفتن از موضع بالاتر و عاقلتر با همسرتون حرف نزنید مدام نگین من حیف شدم تو فلانی بهمانی اونوقت همسرت هم وارد یه سیکل معیوب میشه

    اونهم میخواد ثابت کنه که اونطوری که شما گفتین نیست اونقدرها هم بی دست و پا نیست اونقدر ها هم کم نیست پس میاد به هر قیمتی شده ولو از هم پاشیدن زندگیش دکترا میگیره در برابرتون وایمیسه و جوابتونو میده و حتی بارها میگهکه من دست رو هر کس بذارم نه نمیگه همه ی اینا بخاطر اثبات خودش به شما و نپذیرفتن حرفای شماست

    من اگه جای شما بودم شاید صبر میکردم شما با تحصیلاتی که هردوتون دارین میتونید اینده خوبی داشته باشید این بحرانها تو زندگی همه پیش میاد کیه که از اوضاع اقتصادی موجود ناراضی نباشه و دخل و خرجش باهم بخونه

    کیه که نگران مسکن و ایندش نباشه اکثر جوونا درگیر این مسائل هستن

    به نظرم همدلی و درک متقابل شما از همدیگه از بین رفته و باعث شده همه چیز جلو چشاتون غول بشه و غیر قابل تحمل

    و اما در مورد اخر اختلاف با مادرشوهر که بهتره هیچی نگم چون از بین هزار عروس یکی هم گزارش نشده که با مادرشوهر رابطه ی خوبی داشته باشه شما طلاقم بگیری به احتمال نود درصد همین خواهد بود شرایطتون به قول معروف اسمون همه جا همین رنگه

    در اخر امیدوارم تصمیمی که میگیرد ده سال دیگم به درستیش اطمینان داشته باشید و پشیمان نشید حتی اگه زندگیتونو ادامه دادین یا خدای نکرده جدا شدین

    به نظرم الان چون فشار روتون هست یه مقدار واقع بینانه نگاه نمیکنید و البته حق هم دارید اما اینقدر هم نا امید نباشید خدا میدونه تا ده سال دیگه چه اتفاقاتی بیفته

    به نظرم یه کم دیگه تلاش بکنید نه به خاطر همسرتون بخاطر خودتون
    شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن
    زندگی شگفت انگیز است اگر بدانید که چطور زندگی کنید

  2. 6 کاربر از پست مفید sahar67 تشکرکرده اند .

    atefeh62 (شنبه 27 مرداد 97), maryamhasani (یکشنبه 19 مهر 94), نارجیس (یکشنبه 19 مهر 94), میشل (یکشنبه 19 مهر 94), بهنام10 (سه شنبه 21 مهر 94), ستاره زیبا (دوشنبه 20 مهر 94)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 اسفند 97 [ 12:43]
    تاریخ عضویت
    1392-4-04
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    5,844
    سطح
    49
    Points: 5,844, Level: 49
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 106
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    81

    تشکرشده 56 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سحر 67عزیز ممنونم از پاسحتون و وقتی که گذاشتید

    صحبتهاتون واقعا ارومم کرد.انگار حرف دل خودمو زدید. من تو این مدت 5 سال با همه چیزش ساختم.از حق نگذریم اون هم سعی کرد رفتارش رو بهتر کنه. اما این قضیه دانشگاه رفتنش باعث شد بفهمم در درجه اول خودش مهمه و بعد زندگیمون. در صورتی که من این طور نبودم.حالا که میبینم این رفتار رو داره و دفعات خیلی زیاده دیگری هم به شدت خانوادش روبه من ترجیح داده با خودم میگم چرا بمونم؟ چه تضمینی هست که من این همه اذیت بشم و سودش رو کس دیگه ای ببره و در نهایت هم شاید به همین راحتی که الان زنگ میزنه به بابام میگه طلاقشو میدم همین حرف رو نزنه. میترسم از روزی که به جایی برسه و خودشوگم کنه(با شناختی که ازش دارم میگم). هنوز دانشگاه نرفته زنگ میزد به همه میگفت بهم بگید اقای دکتر. دو بار با دخترهای همکلاسیش اس های مشکوک داده بود که دیدم.(همکلاسشی خانم مطلقه بود).تو حیابون به دحترها نگاه میکنه. میترسم. میترسم زندگیم رو آب بسازم و بعدش بادی بیاد و همش رو از بین ببره.

    مدام فکرمیکنم اگه من چنین دانشگاهی قبول میشدم حتی به رفتن هم فکر نمیکردم اما ایشون گفتسعی میکنم به زندگیم فشار نیاد اما از همون روز اول کل حقوقش که بعد چند ماه گرفتشد تنها نیمی از شهریه ترم اول.

    الان هم ایشون جلو افتاده و میگه که دلم نمیخواد باهات زندگی کنم و طلاقت میدم. میدونم چندروز دیکه میاد میگه این شرایطم هست اگه زندگی میکنی بمون و اگه نه به سلامت.نمیخوام به اون مرحله برسه اما اگه رسید منم بهش میگم تمومه.

    از این خیلی حرص میخورم با این شرایطی که به وجود اورده یک بار نشد بیاد منو دلداری بده وبگه درست میشه. یا مثلا دلداریم و حداقل بگه ممنونم به خاطرم این همه اذیت میشی.همیشه متوقع هم بوده که تو نباید صدات درباید و باید کنارم باشی. اون همه کنارشبودم رو ندید. اما حالا که صدام دراومده اقا بهش برخورده.
    سحر عزیز من میدونم با طلاق ممکنه دیگه نتونم ازدواج کنم و زندگی خوبی حتی تا 10 سال دیکه نداشته باشم اما فکر میکنم شاید ارامش بیشتری نصیبم بشه. هر روز فکر نکنم که باید چقدر بدبختی بکشم. احتمالا تنها میمونم.اما شاید این تنهایی ارزشش رو داشته باشه تا از ذست ادمم قدرنشناسی که همه چیز رو برای خودش میبینه راحت بشم. میدونم مشکلات دیگه ای سر راهم خواهد بود.اما فکر میکنم اون مشکلات را احتمالا خودم میتونم مدیریت کنم. اما تو این زندگی نه حق نظر دادن دارم نه هیچی . فقط به قول شوهرم باید بسوزم و بسازم


    دوستانم منونم که تنهام نمیگذارید.
    ویرایش توسط maryamhasani : یکشنبه 19 مهر 94 در ساعت 15:15

  4. کاربر روبرو از پست مفید maryamhasani تشکرکرده است .

    میشل (یکشنبه 19 مهر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تصمیم به طلاق گرفتم درسته تصمیمم؟
    توسط amir59 در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 مهر 95, 22:38
  2. وابستگی به روانکاو و عدم قدرت تصمیم گیری بدون وجود روانکاو
    توسط marria در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 14 خرداد 94, 17:02
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 شهریور 93, 18:36
  4. خیانت قبل از خواستگاری و ازدواج ، تردید دارم بهترین تصمیم چیه ؟
    توسط maral6 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 23 فروردین 93, 20:15
  5. تصمیمی که گرفتم درسته؟
    توسط mosaferkhaste در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 20 اردیبهشت 90, 10:17

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.