به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

Threaded View

  1. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    اقای خاله قزی خیلی موافقم با متن بالا
    1-گاهی هر کنجکاوی به ذهنمون رسید راحت به زبون میاریم و حتی مثل اون چند تا داستان کوتاه بالا طرف مقابل رو نابود میکنیم یا یک شک یک ناامیدی یک تلقین به ذهنش میاندازیم که تبعات خیلی بدی داره که خودمونم فکرشو نمیکینیم

    2- ولی ای کاش ای کاش قبل از هر چیزی ریا نداشته باشیم و یکرنگ باشیم تا همه ی این مسائل حل بشه چرا؟

    یکرنگی چیزیه که بینمون گم شده و واقعا خیلی آدمهای یکرنگ کم شدن

    یا کسی نمیگه چشمای قشنگی داره یا اگه بگه نمیدونی داره مسخره میکنه یا حرف دلشو زده یا خودشیرینیه
    بارها شاهد این جمعها بودم که کلی سر صحبت رو با کسی باز کردن (با تعریف با تمجید و سوال و.. ) بعد از رفتن اون شخص کلی حرف پوچ و توهمات از توی واکنشها و رفتار و حرفهای طرف کشیدن بیرون و شده نقل محافل چند روزه شون.!!! (اون هم در محیط دانشگاه !!!)

    من خودم همکاری دارم که بعد از یکسال شناختمش و قبلا دوستش داشتم و خیلی راحت حرفهای عادی رو بهش میزندم هواشو داشتم ازش دفاع میکردم تا اینکه بعد از مدتها فهمیدم خیلی آدم 2رویی هست ، این شخص در ظاهر بسیار فداکار ، مهربان ، اهل تعریف و تمجید و دلسوزه و در باطن بسیار بسیار مکاره ، تنها صفتی که میتونم مقابل رفتارش بگم همینه خیلی ریاکار و 2روست ، شونه هاتو ماساژ میده و ازت تعریف میکنه برات چایی نبات میاره و پیش آقای مدیر ازت تعریف میکنه بعد میفهمی که تمام این مدت داشته غیر مستقیم کارتو زیر سوال میبرده

    همین چند روز پیش متوجه شدم نامه ی مهمی که 1.5ساله شرکت منتظرش هست و مسئولیتش با منه از من مخفی کرده !! اگه من نمیفهمیدم فاجعه به بار میومد ولی این تنها کارشه که ثابت کردنیه بقیه کارهاشو حتی نمیتونم توضیح بدم انقدر زیرپوستیه یا وقتی میومده سر میز من ،بعدا به مدیرمون میگفته علت غیبتش این بوده که خانم گیسوکمند گرامی ، طفلکی به کمک احتیاج داشتن و رفتم مشکلش رو حل کنم تا اینکه بعد از یکسال مدیرمون پیشنهاد یه سری کلاس رو به من داد و بعد از هوشیار شدنم توسط یک فرد معتمد متوجه توطئه هاش شدم خخخخخخ حالا انگار من چه سمتی داشتم هیچی ، شما فکر کن یک درجه ازبرادران خدماتی و نظافتی بالاتر همین

    حالا چرا ؟ نمیدونم ! الان وقتی میاد شونه هامو ماساژ بده یا بغلم کنه قربون صدقه بره میخوام برم توی دیوار از انسانیت خجالت میکشم. روم هم نمیشه برم همه چیزو به مدیرمون بگم ، من به جای ایشون خجالت میکشم برم وقت مدیرمونو با این حرفا بگیرم. از طرفی چند بار بدجوری رفتم زیر سوال که اثباتش فقط اعتمادی بود که مدیرمون از قبل بهم داشت ، وگرنه دستم خالی بود و یا باید شرکتو بهم میزدم و آبروش میرفت که این هم در شان من نبود. باهاش سنگینم و روابطم در حد سلام و خداحافظه ولی انقدر پرروست که دست از سر من بر نمیداره.

    3- گاهی آدما برای کنجکاوی سوال نمیپرسن ،برای دلسوزی و کمک میپرسن و واقعا هم ما رو به چیزی که حواسمون نیست سوق میدن مثلا منو خواهرام واقعا از سر دلسوزی و برای کمک از هم سوال میپرسیم ( از یه آشنای قدیمی توی کوچه نه ، از همدیگه) از هم انتقاد میکنیم ، به هم پیشنهاد میدیم و هیچ کس هم از هم ناراحت نمیشه چون به صداقت و حسن نیت و رازداری هم ایمان داریم و خیلی برای هم فداکاری میکنیم ، من خودم متوجه ریزش و کم پشت شدن موهام نبودم و بی خیال بودم که خواهرام انقدر گفتن کچل شدی که من رفتم دکتر و متوجه علت شدم و جلوشو گرفتم

    بازم این برمیگرده به همون یکرنگ بودن و صداقت داشتن . و اینکه نباید مقابل هر رفتاری جبهه بگیریم شاید گاهی بهتر باشه با لحن ملایمی یک توضیح کوتاه و واضح بدیم تا طرف متوجه شه .

    4- جدیدا همه همه چیزو با هم قاطی میکنن (میکنیم) مثلا : آقای خاله قزی میگه زیاد از هم سوال نپرسیم و فضولی نکنیم ، هر حرفی رو نزنیم و... طرف تیپ روشنفکری برش میداره و فکر میکنه کلا نباید کسی باهاش حرف بزنه ، بعدش توی اتوبوس خانمه ازش میپرسه ساعت چنده ، این شخص اونقدر با تحقیر نگاه میکنه که انگار طرف چی پرسیده دیدم میگما ، خوبه همدیگرو از بالا به پایین نگاه نکنیم ، بازم میشه صداقت و یکرنگی.

    ببخشید پرحرفی کردم دلم از دست کارای این خانم همکار گرفته و دیدن یه صحنه هایی توی مترو و .. .
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !



  2. 3 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 27 مهر 94), sahar67 (دوشنبه 27 مهر 94), میشل (دوشنبه 27 مهر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. سوال خیلی فوری در مورد شروع یک رابطه ...
    توسط pedram67 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 دی 89, 19:02

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.