من ابتدا با احساسم تصمیم گرفتم ولی الان دیگه همون احساسم هم میگه باید برم این زندگی و من مال هم نیستیم وقتی میرم پیش هم رشته ای هام خوشحالم ولی با این و فامیلاش دپرسم حتی اگه باهاشونم بخندم بازم دپرسم بعدش،،ولی مامانم میگه یه بار اشتباه کردی حالا باید حرفمو گوش بدی اول تخصص قبول بشی بعد طلاق-از وقتی تشمیم جدایی گرفتم زندگی واسم راحتر شده ولی باز خودش بی جهت به پام میپیچه -دوستان تو این شب عزیز دعا کنین ثابت قدم باشم تو درس خوندنم تا قبول بشم و راحت بشم امیدوارم تو این تالار پایان خوبی داشته باشم و یه روز از خوشبختیم بنویسم








علاقه مندی ها (Bookmarks)