نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره زیبا نمایش پست ها
حتما حتما خانومت بیار اینجا عضو کن وقتی باهم خوبین
اگه امکانش هست مشاوره حضوری برین
قبل همه اینا وقت خوشیا همه حرفهات رو بگو ولی قبلش کلی از خوبیهاش بگو هرچند کم باشه ولی بزرگش کن تا تشویق بشه بعد خاستهات رو با مهربونی بهش بگو اگهدیدی حتی یه قدم کوچیک برات برداشت کلی ازش تعریف کن تا هرروز پیشرفت کنه
یادت باشه اگه هی نقطه ضعفهاش رو بهش بگی دیگه تو خودش اعتمادبنفسی نمیبینه که بخاد گام برداره فقط تشویقش کن
از این تعریف و تشویقا زیاد ازش کردم ولی کارساز نیستش چون به تنبلی عادت کرده.چون از اولش تو خونه ی مادرش دست به سیاه و سفید نزده و پدر مادرش نذاشتن تو خونه هیچکاری بکنه باعث شده هم کار کردن رو یاد نگیره هم تنبل شده. الانم نمیتونه هیچکاری بکنه.گفتم که اغلب اوقات حتی یه آبم میخاد بخوره باید یکی دیگه براش بیاره.یادمه یبار توی دوران نامزدی یه لینک از این سایت براش گذاشتم مطالعه کنه وقتی باز کردن کلی شاکی شد گفتش این سایتای آشغال چیه میری میخونی بعدش میای سر من خالی میکنی میگفت اینا هیچی حالیشون نیست. بهش گفتم بریم پیش مشاور گفتش بریم تا بفهمی مشکل از من نیستش.

نقل قول نوشته اصلی توسط masamasa نمایش پست ها
ببخشید میشه چند تا مثال از کاراش بگین مثالا غدا نمیپزه؟ خونه زندگیش بهم ریخته و کثیفه؟لباسای شما رو شستشو و اتو نمیکنه؟ شخصیتش چطوره لجبازه؟ اصلا میدونه ک شما ازین وضع ناراضی وکلافه هستید؟
غذا نمیپزه.خونه به هم ریختس. توی این مدتی که با هم ازدواج کردیم منی که مرد هستم از اون که خانم هست خیلی خیلی بیشتر خانه داری کردم (آشپزی،شستشو و ....) حتی حوصله نداره لباسا رو توی ماشین لباسشویی بندازه چه برسه به اینکه اتو کنه. همه ی کارا رو من انجام میدم یا مادرش.لجباز نیستش تنبله گفتم که درست تربیت نشده که بدونه باید کار کنه.یدفعه که از سر کار اومده بودم دیدم باز غذا نداریم خودم درست کردم بعدش گفتم خوب یه سالاد واسم درست کن خیلی بهش برخورد گفتش من چه وظیفه ای دارم واست سالاد درست کنم.کلا علاقه ای به کار کردن تو خونه نداره. توی 9 ماه بارداریش که دست به سیاه و سفید نزد.خودش میگه میخام آشپزی کنم و .. ولی عمل نمیکنه.در حالی که من همیشه خیلی هواشو داشتم.
صد بار بهش گفتم که از این کارش ناراضیم. گاهی مستقیم گفتم گاهی اوقات غیر مستقیم گفتم ولی گوشش بدهکار نیست