از این تعریف و تشویقا زیاد ازش کردم ولی کارساز نیستش چون به تنبلی عادت کرده.چون از اولش تو خونه ی مادرش دست به سیاه و سفید نزده و پدر مادرش نذاشتن تو خونه هیچکاری بکنه باعث شده هم کار کردن رو یاد نگیره هم تنبل شده. الانم نمیتونه هیچکاری بکنه.گفتم که اغلب اوقات حتی یه آبم میخاد بخوره باید یکی دیگه براش بیاره.یادمه یبار توی دوران نامزدی یه لینک از این سایت براش گذاشتم مطالعه کنه وقتی باز کردن کلی شاکی شد گفتش این سایتای آشغال چیه میری میخونی بعدش میای سر من خالی میکنی میگفت اینا هیچی حالیشون نیست. بهش گفتم بریم پیش مشاور گفتش بریم تا بفهمی مشکل از من نیستش.
غذا نمیپزه.خونه به هم ریختس. توی این مدتی که با هم ازدواج کردیم منی که مرد هستم از اون که خانم هست خیلی خیلی بیشتر خانه داری کردم (آشپزی،شستشو و ....) حتی حوصله نداره لباسا رو توی ماشین لباسشویی بندازه چه برسه به اینکه اتو کنه. همه ی کارا رو من انجام میدم یا مادرش.لجباز نیستش تنبله گفتم که درست تربیت نشده که بدونه باید کار کنه.یدفعه که از سر کار اومده بودم دیدم باز غذا نداریم خودم درست کردم بعدش گفتم خوب یه سالاد واسم درست کن خیلی بهش برخورد گفتش من چه وظیفه ای دارم واست سالاد درست کنم.کلا علاقه ای به کار کردن تو خونه نداره. توی 9 ماه بارداریش که دست به سیاه و سفید نزد.خودش میگه میخام آشپزی کنم و .. ولی عمل نمیکنه.در حالی که من همیشه خیلی هواشو داشتم.
صد بار بهش گفتم که از این کارش ناراضیم. گاهی مستقیم گفتم گاهی اوقات غیر مستقیم گفتم ولی گوشش بدهکار نیست









علاقه مندی ها (Bookmarks)