میشل جان همیشه پستهاش خیلی قشنگه... هیچوقت پست خوبش رو در جواب تاپیک خودم یادم نمیره.. بعد از اون جواب خوبی که بهم داد همیشه دارم سعی میکنم بیشتر از اینکه خودم رو ببینم شورهرم و توقعات اون رو هم (هرچند به زبون نمیاره) رو ببینم...
نظر من در مرود نقطه مشترک زندگی زن و شوهرها رسیدن به آرامش و در جهت رشد و کمال بیشتر قدم گذاشتنه..
دوست عزیز یادمه شما خودت یکی از صحبتهای خوب مدیر همدردی رو در مورد اختلافات مربوط به لذت های کوتاه مدت کودکانه و در مقابلش بالغانه و بلند مدت گذاشته بودی... باید اعتراف کنم مطلب خیلی خیلی مفیدی بود... واقعا زمانی که ما هدف اصلی زندگی مشترکمون رو گم کنیم اونوقته که ممکنه مثل همون مثال به خاطر تفکراتی که به بلوغ و رشد کافی نرسیده سر لواشک با همدیگه دعوا کنیم در حالی که اگر یکی از ما به رشد کافی رسیده باشه متوجه میشه که لذتی بالاتر از لذت کسب لواشک میتونه تو زندگی مشترک داشته باشه.. تا زمانی که شما و شوهرت به خاطر لواشک بحث و دعوا میکنید حتی اکر یکی موفق به دریافت اون لواشک بشه هر چند لذتی نصیب او خواهد شد ولی این لذت صد در صد لذتی کوتاه و زودکذر خواهد بود ....
شی عزیز من فکر میکنم شما صد در صد از اون هدف اصلی و بلند مدت زندگی مشترک غافل شدی... اخه زمانی که بدونی و مطمئن باشی که داری به کحا میری و چی از زندگی میخوای چه فرفی میکنه خونه به اسم کی باشه؟؟ چه فرقی میکنه حقوقت رو خودت برداری یا بریزی به جساب شوهرت...
به نظرم کمی بیشتر با خودت خلوت کنی بد نباشه... چون شک ندارم شما و شوهرت هر دو توی این دور تسلسل بدجوری گیر افتادین..








علاقه مندی ها (Bookmarks)