سلام اعماق تنهایی.اول بهتره اروم باشی واحساسات منفی رو از خودت دور کنی وفقط به خاطر رهایی از مادرت کار دیگه ای نکنی که توی منجلاب دیگه گیر کنی وعجولانه ازدواج کنی ودوباره مجبور بهدبرگشتن پیش مادرت بشی بهتره اطلاعات بیشتری همبدب منظور از بردگی برای مادرت چیه؟بیشتر از خودت بگو که در حال حاضر چیکار میکنی دانشجو یت شاغل هستی؟توضیحاتی که دادی راجع به رابطت با مادرت واضح نگفتی.فقط اروم باشو بیشتر توضیح بده وسهی کن فکر ازدواج عجولانه رو از سرت بیرون کنی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)