خانم نارجیس عزیز سلام

ممنون بابت راهنماییتون واقعا نمیدونستم چی بهشون بگم که غرورم حفظ شه چون واقعا خیلی بهم برخورده مرسی ازحرفاتون حق باشماست نباید گریه میکردم اما خب دست خودم نیست نیاز به تمرین بیشتری دارم برای تسلط رو خودم



آقای Mr Dani گرامی

مرسی بابت توجهتون
حرفاتون رو کاملا قبول دارم
اما ببینید من واین آقا سه ماه باهم حرف زدیم اولش قراربراین بود که کاملا منطقی صحبت شه حتی اصرار خود من بود که تنها علاقه کافی نیست دوماه اول من هیچ دلبستگی نداشتم و هرآن آماده کات کردن حالا ازجانب هرکدوم

اما یه ماه آخر اون آقا بودن که بیشتر تمایل به ازدواج نشون میدادن
خب میتونست همون روال قبل ادامه پیدا کنه وحرفی از ازدواج تا به قطعیت نرسیدیم نباشه
اما یهو ایشون بعد ازتصادفی که کردن رفتارشون سرد شد وبا گفتن حرف من که پدرم فوت شده کلا رفتار خیلی بدی نشون دادن
طوری با من رفتار کردن که انگار من یه دختر بیچاره ام که قصد فریب ایشون رو داشتم تا باهام ازدواج کنن بهم گفت تجربه ای نداشته تو این زمینه وبراش تجربه شد که دیگه همه زندگیشو به هرکسی نگه میگفت کار درست و تو کردی من اشتباه کردم که همه چیمو به شما گفتم دفه بعدی حواسم رو بیشتر جمع میکنم

واقعا به من حق نمیدید ناراحت شم
من مشکلی با روال شناخت و اینکه یک جایی یکی به این نتیجه برسه که به درد هم نمیخورن مشکلی ندارم میتونست همون روال دوماه ادامه پیدا کنه شاید اصلا یک جایی من به این نتیجه میرسیدم که به درد هم نمیخوریم اما اینطور برخورد و متهم کردن من اصلا درست نیست