سلام وقت همه دوستان بخير.جناب راشومون عزيز:موضوع اول رو خيلى سريع ازش گذر كردى و به نظرم نتيجه گيرى كه از شخصيت ايشون در ابتدا داريد متناقضه با رفتارشون در ملاقات اولى كه داشتيد. جايى كه گفتيد با آدامس بادكنك درست كردن... كه از يه بچه ٧ ساله هم انتظار چنين رفتارى نميره.منظورم اينه كه اصلا اصلا نشونه خوبى نميتونه باشه و شما بايد انتظار داشته باشى كه در آينده موضاعاتى از اين قبيل تكرار بشه و چه بسا اون رفتارا براى شما تحملش به اين راحتى نباشه.و حداقل من، بر عكس شما اون پختگى كه از ايشون بيان كرديد رو نميبينم.كسى كه توى جلسه اول همچين حركتى ميكنه ، درك درستى از فضا و موقعيتى كه قرار گرفته نداره. الان شما ميگى كه اين حركت برام مهم نيست، ولى فردا روزى كه با هم توى مجالس و... بريد و پيش ٤ تا دوست و آشنا از اين حركات بچه گانه انجام بده ، اون وقتم برات مهم نيست؟؟؟پس اول يه جمع بندى از همين موضوع داشته باش بعد معياراى ديگه رو بررسى كن.موضوع بعدى اينكه شخصيت شما تو اين سالا شكل گرفته، حالا سوال اينه كه طرف مقابل هم همين شرايط رو داره؟ايشون تو شرايط سنى قرار داره كه احتمال تغيير معياراش تا ٣-٤ سال ديگه زياده. و آثار اين اختلاف سنى اون وقت تشديد ميشه و نمود بيشترى پيدا ميكنه.موضوع بعدى اينكه حتمادر خصوص عقايد و تفكرات مذهبى صحبت كنيد. بحث زندگى با تعاملات اجتماعى كه با ديگران داريم فرق ميكنه كه بگيم هر كس عقيده خودشو داشته باشه و عقايد هر كس به خودش مربوط ميشه.به نظرم اگه با موضوعات بالا به جمع بندى رسيديد و مشكلى نداشتيد تو بقيه مواردى كه مطرح كرديد مناسب هم باشيد
این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور
پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم!
سالها منتظر سیصد و اندی مردانیم ...
آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم
اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید
به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم!!!
علاقه مندی ها (Bookmarks)