سلام به دوستان همدردیبعد از مدتها اومدم یه سری به سایت بزنم ولی دیگه مثل سابق حال و حوصله تایپ کردن ندارم فقط تاپیک شما جلب توجه کرد که خواستم نظر شخصی خودم رو بگم.
آقای اثر راشومون من تاپیک قبلی شما که در مورد معیارهاتون بود تا حد زیادی یادم هست. مثلا در مورد تحصیلات تاکید داشتید که حتی مدرک تحصیلی همسرتون از دانشگاهی رده پایین تر از دانشگاه شما اخذ شده باشه، پس میشه گفت معیار تحصیلات تا حد زیادی از نظر شما حل شده هستش فقط به نظرم بهتره تو جلسات آشنایی یک سری موضوعات روز رو پیش این خانم مطرح کنید تا ببینید آیا حرفی برای گفتن دارند یا نه(البته در انتخاب نوع موضوعات باید شرایط سنی ایشون هم لحاظ بشه)
من قصد بی احترامی به افراد دانشگاه نرفته یا فارغ التحصیل از دانشگاه های رده پایین رو ندارم ولی خودم تو جمع های فامیلی و دوستانه متوجه یک سری بی خبری ها ونا آگاهی ها در مورد برخی مسایل روز از جانب این افراد شدم که مسلما در مقوله زندگی مشترک اهمیت این موارد بیشتر میشه چون بهر حال زن و شوهر باید یک سری حرفای مشترک برای گپ زدن با هم داشته باشن و وقتی ببینی طرف مقابلت کلا بیخبر از یک سری مسایل هست شاید برای آدم قابل تحمل نباشه.
در مورد شرایط زندگی ایشون و فوت پدر و مادر و وضعیت پایین اقتصادیشون : چیزی که تو ذهن من متصور میشه یه دختری هست که بنا به شرایط زندگیش شاید دچار یه سری کمبودهای عاطفی و اقتصادی هست و الان خواهان یه همسر ساپورت کننده به تمام معنا و در همه زمینه ها هست که با توجه به تاپیک قبلی شما شناختی که من از جنابعالی دارم این هستش که شخصیت شما هم تا حد زیادی حمایت کننده هستش و به همین خاطر هست که جذب این خانم شدید، که میشه بهش به عنوان یه جنبه مثبت نگاه کرد.
ولی در مورد رفتارهای نا پخته ایشون مثل بادکنک درست کردن با آدامس: من یه مثالی در مورد خودم بزنم ،مثلا یکی از معیارهای تقریبا قطعی و غیر قابل گذشت من برای ازدواج، بالاتر بودن سن آقا از خودم هست(حداقل 4 سال و تا 12 سال هم جا داره) طوریکه بنده با شناختی که از خواستگارهای همسن و یا یکی دو سال بزرگتر از خودم بدست آوردم این معیار رو برای خودم قطعی کردم.
خیلی برای من پیش اومده که با آقایی همسن خودم یا یکی دو سال بزرگتر از خودم آشنا شدم(این آشنایی ها تقریبا حالت اجباری داشته چون من همیشه تصورم این بوده که آقایون همسن یا یکی دو سال بزرگتر از خودم بسته به سنشون رفتارها و حرفای ناپخته زیادی دارن و به دلایلی مجبور به آشنایی شدم) و تو جلسه اول با خودم گفتم نه این آقا خیلی هم آدم ناپخته ای نیست و حرفاش سنجیده به نظر میرسه ولی کم کم که رابطمون بیشتر شد و یه مقدار احساس راحتی ایجاد شد دیدم که نه واقعا طبق چیزی که از قبل تصور میکردم آدم نا پخته ای هستش و شاید جو سنگین جلسه اول و تمرین یه سری حرفای از پیش مشخص شده، ایشون رو تو جلسه اول آدم پخته ای نشون میداده.منظورم اینه این خانم هم تو جلسه اول همچین رفتار ناپخته ای داشتن و کم کم که رابطه از شکل رسمی و فرمال خودش خارج بشه و روابط صمیمانه تر بشه به احتمال زیاد شاهد رفتارهای این چنینی و حرفای ناپخته (که فراخور سن ایشون هست و ایرادی هم نمیشه بهش گرفت)به کرات از جانب ایشون در جمع خانواده و دوستان خودتون خواهید بود که لازم هست شما سعه صدر زیادی در مقابلشون به خرج بدید.
در مورد موهای زاید هم من که یه خانم هستم اینو میگم 99 درصد خانمهای ایرانی بدلیل نژادی که داریم روی صورت و بدنشون موی زاید دارن و با روشهای مختلف اون رو از بین میبرن پس چیز عجیبی ایشون به شما نگفتن.
در مورد تغییر نظر ایشون در مور مراسم عروسی: چیزی که به نظر من مطرحه، شرایط مناسب و ایده آل شما هست که ایشون رو راغب به ازدواج با شما میکنه و باعث میشه ایشون سریع تغییر موضع بدن، همونطور که ظاهر ایشون ممکنه باعث کوتاه اومدن شما از بعضی معیارهاتون بشه (من خودم هم تجربه کردم که خیلی از آقایونی که معیارهای سفت و سختی برای ازدواج داشتن تو جلسه اول صرفا به خاطر ظاهر از اون معیارها کوتاه اومدن که البته من یکم اعتمادم به این جور آقایون که به این راحتی تغییر موضع میدن کم میشه .البته قصد جسارت به شمارو نداشتم)
به طور کلی اگه بخوام جمع بندی کنم: با توجه به معیارهایی که شما در تاپیک قبلیتون فرموده بودین ایشون شاید کیس مناسبی برای شما باشند ولی شما باید صبر و حوصله فراوانی برای بزرگ کردن ایشون داشته باشید و با تذکر دادن های مداوم به بالغ شدن ایشون کمک کنید و طبق گفته خودتون که فرمودین آدم صبوری هستید پس به احتمال زیاد از پس چنین مساله ای بربیایید.
فقط چیزی که خودم بارها تجربه کردم این هستش که زیاد کردن تعداد جلسات آشنایی و بیرون رفتن های چند باره با کیس مورد نظر، واقعا واقعا واقعا باعث شناخت ابعاد جدیدی از شخصیت اون فرد میشه که گاهی اوقات نظر آدم تو جلسه ششم نسبت به جلسه اول، 180 درجه تغییر میکنه و خدارو شکر میکنه که تو یکی دو جلسه اول تصمیم قطعی برای ازدواج با اون شخص نگرفته.
به شما هم توصیه میکنم با توجه به شرایط خاصی که این خانم دارن(سن پایین و...) حتما تعداد جلسات رو بیشتر کنید.
عذر خواهی میکنم بابت طوماری که نوشتم.خوبه حالا حال و حوصله تایپ کردن نداشتم.
راستی یه نکته من باب یاد آوری خدمت شما و بقیه دوستان:لطفا در مصرف اینتر صرفه جویی نکنیدتا میتونید بین نوشته هاتون اینتر بزنید تا خوندنش راحت بشه
با آرزوی خوشبختی برای شما
- - - Updated - - -







بعد از مدتها اومدم یه سری به سایت بزنم ولی دیگه مثل سابق حال و حوصله تایپ کردن ندارم فقط تاپیک شما جلب توجه کرد که خواستم نظر شخصی خودم رو بگم.
) طوریکه بنده با شناختی که از خواستگارهای همسن و یا یکی دو سال بزرگتر از خودم بدست آوردم این معیار رو برای خودم قطعی کردم.

علاقه مندی ها (Bookmarks)