شما هم دارید رفتار شوهر منو انجام میدید اونم تو این سکوتش و رفتارش سعی داره منو تحت سلطه خودش دربیاره و مطیع خودش بکنه ولی باید بهتون بگم دیگه دوره مرد سالارانه تموم شده و همه چی باید با منطق و صحبت حل بشه نه با سکوت و قهر و لجبازی و تهدید و رفتار بد ...
ازین رفتار شوهرم بخاطر همین متنفرم و الان که اون دست از رفتار سلطه گرانه اش برداشته من دیگه دلم ازش صاف نمیشه چون عذابم داد ومنو درک نکرد و بهم ثابت کرد میتونه خیلی بد باشه و به راحتی پشتم رو خالی کنه ...
حرفهای دل خانومتون رو پایین بخونید من یه زنم میتونم الان درکش کنم چه حسی داره ...
مطمئنا اینجوری به هیچ وجه زیر باز نمیرم چون فکر میکنم میخواد منو تغییر بده ( اونم با زور و تهدید ) و منو همینجوری دوست نداره خو منم میگم به درک که منو همینجوری دوست نداره و تصمیمم رو برای جدایی میگیرم و شاید تو زندگی آینده کسی باشه که منو همینجوری که هستم بخواد ...
اینکه نمیاد منو ببینه یعنی غرورش رو بیشتر از من دوست داره و حاضره دله منو بشکنه ولی غرورش خدشه دار نشه ...
اون بلد نیست با یه زن باید چجوری رفتار کنه ...
اون نمیدونه من الان چه حسی دارم چشم انتظارم تا تلاش کنه برای داشتن من به دست آوردن من و بهبود زندگی مون ولی نه انگار براش مهم نیست نه من نه زندگی مون...
پس منم دیگه با اینکه سخته ولی دل میکنم ازین رابطه و سکوت یه زن یعنی همه چی تمومه ...
هنوزم دیر نشده میتونی به دستش بیاری ولی خیلی شکستیش شاید برنگرده 45 روز کم نیست نمیدونی چه زجری کشیده اون احتمالا برات زمان در نظر گرفته بوده که اگه مثلا سر این موعد نیومد دنبالم دیگه همه چی تمومه و به هیچ عنوان حاضر نیست از موازینش کوتاه بیاد و حقم داره خوب![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)