من در جریان تاپیک قبلیت هستم. اتفاقا همین روزا یه لحظه یادت افتاده بودم.
نمیفهمم این شوهر شما دقیقا واسه چی ازدواج کرده؟ یعنی هدفش از ازدواج یا اصلا اینکه داشت میومد خواستگاریت چی بوده.
آدم میمونه چی بگه.
باید کاری کنی که به خونه خودتون وابسته بشه ، جوری که وقتی بیرون هست ، دلش بخواد زود برگرده خونه پیشت.
کارهای زیادی میشه کرد.
مهمترینش هم روی خوش و لبخند همیشگی و گیر ندادن هست ، یه مدت به هیچ وجه بهش هیچ گیری نده ، هیچی نپرس، خیلی عادی برخورد کن ، خودتو مشغول کارهای خودت بکن. شاید خودش برگرده سمتت.
کاش قبل از ازدواج میشد از همه اخلاقهای طرف مقابل سر در آورد ، اینجوری خیلی ازدواجها صورت نمیگرفت ، خیلی از طلاق ها هم اتفاق نمیفتاد.
ولی چه میشه کرد، باید صبور باشی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)