
نوشته اصلی توسط
گل آرا
سلام یسنا خانم .
تصمیم به جدایی رو باید خود شما بگیری ، به نظر من خیلی بعیده انسانی که تندخو و بداخلاقه ، دست بزن که نه ولی دیگه فحاشی هم نکنه ، پس چطور خشمش رو خالی میکنه ؟ شاید شما بیش از حد خانومی و خیلی کنترلش میکنی که اگه اینطورم باشه بازم یه روز کم میاری .
باید ببینی این سالهایی که گذروندین ، مشاوره ها چه تأثیری داشته ؟ واقعا تغییر کرده یا نه ؟ اگه پیشرفتی داشتین ادامه بده اما اگه به این نتیجه رسیدی که مشاوره رفتن و کنار اومدن و .... نتیجه ای تو بهبود اوضاع نداره ، میرسی به مرحله تصمیم گیری برا جدایی .
مزایا و معایب زندگی با این فرد رو که قراره پدر بچه هات باشه ، بذار کنار مزایا و معایب زندگی یک زن مطلقه که ممکنم هست بتونه زندگی موفق تری داشته باشه ، ببین کدوم یکی به نظرت بهتره و به نفعته . اینجوری راحت تر تصمیم میگیری
خشمگین نیست که با کتک و... خالیش کنه یه جور ترشه بالحن بد حرف میزنه شایدم به خاطر کمبودهاش باشه
در مقایسه ی جدایی با ادامه...این زندگی واقعا احساس خوبی به من نمیده...نه حمایتی نه تکیه گاهی نه اعتماد به نفسی نه امیدی نه لذتی
برنامه های شخصیمم نمیذاره انجا م بدم خوش میگه بروباشگاه بادوستات برو بیرون و ... ولی وقتی ک میخوام انجام بدم مانعم میشه انگار نمیخواد ببینه من مستقل از اونهم گاهی خوش میگذرونم

نوشته اصلی توسط
Sahar51
وااااااي عزيزم اينا ك دليل طلاق نميشه
عصبيه ولي نه داد ميزنه نه فحش ميده !!!!!!
تمبله خوب يكي از خصائصشه ديگه ، مگه گل بي عيب ديدي تابحااااال
ترخدا زندگياتونو انقد راحت خراب نكنيد
خيانت نميكنه
دس بزن نداره
معتادم نيست
بيحرمتي هم نميكنه
شما خوشي زده زير دلت عزيزم بشين مشكلات كسايي ك تو همين تالار در شرف طلاقند رو بخون
برو برا زندگيت ي اسپند دود كن مث يه خانوم زندگيتو دست بگير و مديريت كن سخنرانياي دكتر حبشي يادت نره
اصلا هم ب اين حرف زشت ((طلاق)) حتي فككككككر هم نكن
ترخدا انقد راحت ارامشو از خودت نگير ، مطمئن باش هيچكس نيست ك ١٠٠٪ خوب باشه و بي مشكل
چه خوشی اخه...
زندگی کردن با یک پسر تنبل بی اراده ی بداخلاق که به خواسته های تو توجهی نمیکنه و همش خوابه و وقت بیداری هم دایم غر میزنه و رواعصابت راه میره و پر از عقده ها و حسادت هاست برنامه ایندشم که معلوم نیست و هرروز یه چیزی میگه...
به این هم میشه گفت مرد؟
حاضرم مجرد باشم ولی با چنین ادمی که دایما انرژی منفیه و کاری ازش برنمیاد حتی دوست نباشم چه برسه به زندگی مشترک...
اصلا تو همین تالار کسی هست که حاضر باشه چنین زندگی رو تحمل کنه؟!
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ٬ طلب عشق ز هر بی سروپایی نکنیم.....
ویرایش توسط yasna1990 : چهارشنبه 04 آذر 94 در ساعت 12:59
علاقه مندی ها (Bookmarks)