به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 396

موضوع: گلِ نرجس

Threaded View

  1. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 15 تیر 98 [ 21:00]
    تاریخ عضویت
    1394-4-11
    نوشته ها
    156
    امتیاز
    7,418
    سطح
    57
    Points: 7,418, Level: 57
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 132
    Overall activity: 66.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    808

    تشکرشده 404 در 138 پست

    Rep Power
    47
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سرشار نمایش پست ها
    یک هفته بود کارتهای عروسی روی میز بودند.



    هنوز تصمیم نگرفته بود چه کسانی را دعوت کند.



    لیست مهمانها و کارهای عروسی ذهنش را پر کرده بود...



    برای عروس بسیارمهم بود كه چه كسانی حتما در عروسی اش باشند.



    از اينكه داییش سفر بود و به عروسی نمي رسيد دلخور بود...





    کاش می آمد ...



    خيلی از كارت ها مخصوص بودند.

    مثلا فلان دوست و فلان فامیل

    فلان مدیر ...



    خود و همسرش کارتها را می بردند

    و سفارش هم ميكردند كه حتما تشریف بیاورید

    خوشحال میشویم



    اگر نیایید دلخور میشوم.



    دلش مي خواست عروسی اش بهترين باشد. همه باشند و



    حسابی خوش بگذرانند.



    همه چیز هم تدارک دیده بود.



    آهنگ – گروههای ارکست – وبسیاری چیزها و افراد و وسایل دیگر



    آنها حتما بايد باشند، بدون آنها که خوش نمی گذرد.







    بهترین تالار شهر را آذین بسته بودند



    چند تا از دوستانشان که خوب میرقصند هم

    حتما باید باشند تا مجلس گرم شود.



    آخر شوخی نبود که- شب عروسی بود...





    همان شبی که هزار شب نمیشود.



    همان شبی که همه به هم محرمند.



    همان شبی که وقتی عروس بله میگوید

    به تمام مردان شهر محرم میشود



    این را از فیلم هایی که در فضای سبز داخل شهر میگیرند فهمیدم...



    همان شبی که فراموش میشود عالم محضر خداست.



    اما نه یادم آمد.



    این تالار محضر خدا نیست تا می توانید معصیت کنید.



    همان شبی که حتی داماد هم آرایش میکند.



    همه و همه آمدند



    حتی دایی که مسافرت بود همه بودند ...



    اما .....................

    اما کاش امام زمان "عج" هم حضور داشتند.





    حق پدری دارد بر ما...





    مگر می شود او نباشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟





    عروس برایشان كارت دعوت نفرستاده بود،

    اما آقا آمده بودند.

    اما متاسفانه



    به تالار كه رسيدند سر در تالار نوشته بود:



    (ورود امام زمان"عج" اكيدا ممنوع!)





    آقا دورترها ايستادند و فرمودند: دخترم عروسيت مبارک!





    ولی اي كاش كاری ميكردی تا من هم می توانستم بيایم ....



    مگر میشود شب عروسی دختر، پدر نیاید.



    (آخر امامان پدر معنوی ما هستند)



    دخترم من آمدم اما ...



    گوشه ای نشست و دست به دعا برداشت



    و برای خوشبختی دختر دعا کرد....



    یا صاحب الزمان شرمنده ایم ..

    السلام علیک یا صاحب الزمان
    اقای سرشار دست مریزاد
    با خواندن متن شما و دیگر دوستان حال عجیبی پیدا کردم...عشق و ارادتان به مولایمان مرا از خودم شرمنده کرد ...هیچ نمیتوانم بگویم.فقط قول میدهم من روزی آن دختر نباشم...قسم میخورم.
    عذر میخواهم نمیدانم در این تاپیک اجازه داریم چیزی درمورد احساسمان از تاپیک بنویسیم یا نه اگر خلاف قواعدتان عمل کردم به بزرگواری که در شما دوستان میبینم حتما میبخشیدم.اگر لازم است حذفش کنید.
    مولایمان نگهدارتان

  2. 3 کاربر از پست مفید هلیاجون تشکرکرده اند .

    مسافر زمان (جمعه 06 آذر 94), باغبان (جمعه 06 آذر 94), سرشار (جمعه 06 آذر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.