كی شود آيی نظاره بر دلم اندازی ، تو يارا
بر دل ِ ، خسته كه دَم سازی ، تو يارا
دِه مدال ِ ديده باني ز عنايت ،،،
به منو ، از مهر و عشق بازی
خدایا . خدایا
از فراق تو شده ، حال من ِ ، خسته پريییشان
كی ميايی منجیو ، سلطان امكان
عقده ها را وا كنی ، با يك نگه ، ای ، نور يزدان
این چه كرده با دل ِ ، من ، سوز هجران







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)