سلام وروجک جان
ببین متوجه منظورت شدم...
وروجک جان اینکه می گی مادرت این طور هست به نظر من مادرتون از روی سادگیشون این طورند و حتما نیت بدی ندارند. به نظر من زاویه نگاهت را عوض کن. اون اشتباه فکر می کنه و این مشخصه ولی مطمئنم نیت بدی نداره و از روی نا آگاهی و جهالت چنین رفتارهایی دارند.
شما باید تا اونجایی که می شه یه سری چیزها را به مادرت یاد بدی و متوجهش کنی و بقیه اش را هم که نمیشه حتما یه سری تدبیر به کار ببری.
ببین اول برای خودت مشخص کن که چه مطالبی را می خوای برای مادرت جا بندازی. بعد سعی کن خیلی مهربانانه و بدون اینکه بخواهی گارد دفاعی مادرت را فعال کنی اون مطالب را باهاش درمیون بذاری.توجه داشته باش وقتی او احساساتی خواست جوابت را بده شما باید خونسرد بمونید و بحث را درست پیش ببری. ابتدا از قدردانی ازش شروع کن تا یکم مهربانانه تر گفتگوتون شروع بشه و ذهن مادرت باز بشه و بعد گفتگوت را شروع کن.(مثلا سر یه ناهار خوشمزه ای که پخته ازش تشکر کن و تشکرت را بسط بده به زحمات دیگرش و بعد گفتگوت را شروع کن)
اگر این لینک هم بشنوی تا حدی متوجه می شی که باید در مقابل شخصیت والد چه طوری صحبت کنی تا نتیجه بگیری...
http://radio.shabanali.com/neg19.mp3
ببین این صحبتهایت را که کردی تصور نکن همه چی درست میشه.ولی همین هم خیلی خوبه که مادرت متوجه اشتباهاتش بشه. و براش توضیح بده که مامانم الان جامعه ما اینجوریه...
بگو:من یه دوستی دارم که می گه وقتی خواستگار میومد به این مسائل توجه می کنه... واقعا باورت میشه حتی یه خواستگار کاملا معمولی سر یه چیز ساده نظرش برگشت؟
مامان الان اصلا نمی دونم چرا این جوری شده که! ولی حتی اونهایی که اصلا سطحشون بالا نیست و سطحشون هم خیلی پایینه باز هم عقلشون به چشمشونه!!! (این را حتما اشاره کن)
بعد مثلا درد و دل کن بگو واقعا اگر ما بعضی مسائل را رعایت نکنیم خدای نکرده دستی دستی همون مورد سطح پایین هم ما را تحویل نمی گیره...
آره مامان جون اگر بشه یکمی حفظ ظاهر کنیم. بابا الان اون آدم سطح پایین هم دنبال یه سطح بالاست منم که نمی گم خودمون را بالا نشون بدیم و خدای نکرده دروغ بگیم. می گم همونی که هستیم را نشون بدیم.
بعد کلا اگر دیدی مادرت گارد گرفته یکمی مظلوم نمایی و بغض و اینا کن که یکم دلش به رحم بیاد... بعد دیگه ول کن.شاید هیچی نگه بهت.ولی بعدا میشینه پیش وجدانش فکر می کنه و مطمئن باش تاثیراتی داره.حالا ممکنه از روی غرور بهت بروز نده. ولی حتما این کار را بکن.
حالا یه نکته بهت بگم:
ببین مشخصه خواهر منطقی داری. حتما تو مجالس خواستگاریت دعوتش کن. بعضی مطالب را باهاش هماهنگ کن. بگو مثلا از تو تو برخی جاها تعریف کنه. مثلا بگو بگه وروجک خانم فلان دانشگاه درس خونده
مثلا از بعضی جنبه های مثبت خانواده بگه.
مثلا هر وقت مادرتون صحبت کرد خیلی هوشمندانه بحث را عوض کنه. یا اگر احیانا چیزی گفتند که بد برداشت می شد همون جا برداشت درست را بگه.مثلا بگن مادرم منظورشون اینه.
ببین این میشه همون پرزنت کردن نکات مثبت و منفی کنار هم.اینجا خواستگار برعهده خودشه که مسائل را مثبت و منفی کنه.
یا حتما از برادرت دعوت کن تو مجلست...
همیشه اینو بدون که اگر صحبتهات صادقانه باشه (حتی قسمتهای منفی) تاثیر صحبتهات بیشتره.یکی از مهمترین عواملی که به نظر من تو انتخاب همسر مهمه کسب اعتماده. یعنی این که وقتی بفهمی طرفت مورد اعتماده و بدونی قرار نیست فریب بخوری و چیز بدی در انتظارت باشه و همین ها که دارم از طرفم می بینم درسته... این باعث میشه آدم دلش گرم بشه.
وقتی اعتماد طرف مقابلت جلب شد اون وقت وقتی می گی مادرم این طوری می گن ولی در اصل تو دلشون هیچی نیست و از روی سادگیشونه؛ باور می کنه که تو داری راست می گی... اون وقت به او هم بعضی مسائل مادرت برنمی خوره.
بعد هم فکر نکن الان مادر و پدر همه آقا پسرها همشون همچین افراد فرهیخته ای هستند.نه .باور کن. من خودم دیدم که بعضی هاشون واقعا خیلی مادران ساده ای دارند و دیدم که مثلا با خواهرشون و یا با یه خانم دیگه مثل خواهر زاده و اینا میان خواستگاری و مادرشون خیلی کم در حد همون سلام و احوال پرسی حرف می زنه و بقیه صحبتهای مهم را همون خواهر یا همون خانوم می گه. کلا دیدم آنها هم یه سری تدبیر می کنند و خلاصه این اصلا عیب بزرگی نیست که حالا مادر شما یکمی فنون اجتماع را بلد نیستند.مهم اینه شما بلدی.و اینم می تونه مشکل پیش نیاره.اگر یه تدابیری باشه و فقط مهم اینه نکات مثبت و منفی را درست پرزنت کنی و طرفت فقط فکر نکنه همین نکات منفی را داری. حالا اگر همچنان دیدگاهش نسبت به شما در جمع بندی خودش منفی بود؛ دیگه این موضوع مهم نیست و قسمت نبوده...
و البته هم سطحی فرهنگی خانواده ها را هم یکم در نظر بگیر... مثلا مادر خواستگارت استاد دانشگاه نباشه. یا حتما دقت کن آدمهای خود شیفته ای نباشند و یا حتما ببین کمی تواضع داشته باشند.که بعدا همش سر تلاقی خانواده ها حرص نخوری. اونم مثلا خانم معمولی خانه دار باشه.حالا یکم بالاتر و پایین تر مهم نیست. اون اختلاف را می تونی با یه سری سیاستها حل کنی... اینم بگم خانواده های معمولی اتفاقا تو جامعه خیلی بیشتر هست و اصلا نگران نباش...
در مورد هدفت از ازدواج و معیارهات و انتظاراتت از همسر آیندت فکر کردی؟ به خود شناسی رسیدی؟
اینا خیلی مهمه ها! اگر اینا برات حل نشده باشند نمی تونی جلسات را بگذرونی و اصلا نمی تونی سوال طرح کنی.
موفق باشی







موفق باشی

علاقه مندی ها (Bookmarks)