سلام وروجک جان
من هیچ نظر کارشناسانه ای ندارم ولی خودم در موقعیت بی پشتیبانی خانوادم و مادرم واقعاً شبیه مادر شماست و در دوران عقد هستم(مادر منم به جای تعریف همیشه بد می گفت و مثل شما بعدا فامیل که دقت می کردن تعجب می کردن که چرا بد ما رو می گفته)...خدا رو شکر کار کردم و پولی برای جهیزیم جمع کردم و گرنه علاوه بر استرس های وحشتناکی که خانواده وارد می کنن، سر این موضوع دیگه نمی دونم چی باید می کشیدم... پشتیبان نبودنشون یک طرف...خراب کاری های وحشتناک و ندانم کاری هاشون و اینکه تازه باید خرابکاری های اونا رو هم درست کنی بدتر از همه...
ولی وقتی ازدواج کن که یک فکر مستقل داشته باشی و بدونی می تونی طرف همسرت و خونواده خودتو مدیریت کنی.. دختر بی پشتیبان کفش آهنی و زره می خواد..تو انتخابت حواست به اخلاق طرفت بیشتر از همه چیز باشه ضمن اینکه خانواده طرفت هم اخلاق انسانی داشته باشن و اینم این طور مواقع مهمتره چون اقلاً ازینور که نگرانی ازونور یکم خیالت راحت باشه..خیلی با آدم های عاقل مشورت کن و از مشاورای خوب کمک بگیر...سطح اطلاعاتت باید بیشتر از بقیه دخترا باشه که تازه ازدواج می کنن و تازه اول خرابکاریاشونه تو زندگی..
من اعتماد به نفسم الانم افتضاحه ولی واقعاً روش کار کن...بعد ازدواج تازه واقعاً با نداشتن اعتماد به نفس حس بد تری به آدم دست می ده








علاقه مندی ها (Bookmarks)