به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 26
  1. #11
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    در واقع این قدر اصرار میکنی تا بیاد در قالب استاندارد های تو قرار بگیره، بله؟ افکار و علایق ما در واقع بخشی از حریم خصوصی ما هستند وقتی اینا رو نادیده بگیری یعنی برای همسرت حریم خصوصی در نظر نگرفتی و این ابدا چیز خوبی نیست( در مقایسه با قضیه ی موبایل فکر کنم این خیلی مهمتر باشه).
    نه من اصرار نمیکنم میدونی که من حریم خصوصی ها رو رعایت میکنم البته جالب اینه بارها ازش پرسیدم که شده من جایی اذیتت کنم گفته نه اصلا من ازتو اذیت نمیشم حالا این که اون از نظرات من ناراحت نمیشه ویزگی مثبت خودشه وگرنه خودم که میدونم کنترل گر هستم.

    البته اینا جلوه های بینایی یا بویایی یا ... نیست اینا همش از یه فکر ثابت ناشی میشه؛ یه سوال، اگه بری مهمونی و ببینی یه گوشه فرش چندتا دونه ی برنج ریخته ، اونا رو با دستت جمع می کنی؟
    چرا محمد رضا حواسمم خیلی قوه هستن گفتم که فکرمم بد پیله است .. جمع نمیکنم مگه جارو برقی ام ؟ البته شایدم جمع کنم اما نه بخاطر این که اذیت میشم ببین من که وسواس ندارم مشکل من میدونی چیه ؟

    1) خیلی به زیبایی اهمیت میدم هم زیبایی ظاهری(گاهی فکر میکنم ظاهر گراهم هست) حرف زدن حرکات نگاه حتی زیبایی فکر و فکر میکنم این طبیعی نیست بدتر اینکه این زیبایی و کمالگرایی رو به همسرم هم انتقال میدم حالا شما فکر کنید بعد ازدواج به من به گفته دوستاش بارها خوشتیپ تر شده
    حالا اون که فردی منظم وتمیز و خوش تیپه ولی ذهن من همیشه جا برا گیر دادن داره (البته میگم که من متوجه شدم مشکل از منه وگرنه وجود ایراد در محیط و دیگران یه چیز طبیعیه

    حتی به زیبایی اصوات محیط هم حساسم مثلا صدای تلویزیون رو فقط زمانی باید بشنوم که دارم برنامه ای رو با اراده خودم میبینم در غیر این صورت مثلا اگه صداش رو از اتاقم بشنوم خوشم نمیاد چون صدای اضافیه .
    2)میخوام همیشه خوب باشم همونطور که گفتم بخاطر این ویزگی ام خیلی از رشته هارو رفتم ولی نصفه نمیه رهاش کردم چرا؟ چون خواستم کامل و بهترین باشم ولی چون متاسفانه همت و کوششم با این ایده ال گرایی نمیخونه مجبور شدم رهاش کنم

    3) من همه چیز رو میبینم و میشنوم و کامل حسش میکنم و شدیدا انرزی میگیرم که این هم مثبته هم منفی وای اگه جایی منفی یا نابجا باشه.

    تاپیک یکمی تخصصیه ولی فکر کنم خودتم بدونی که همون بحث کمال گراییته؛ منتها اول باید به این نتیجه برسی که بخوای تغییر کنی( چیزی که هنوز نخواستی)؛ به دیگران نگاه کن آیا بدون رعایت این مسائل نمیتونند زندگی کنند؟ ما نمی تونیم دیگران رو تغییر بدیم ولی خودمونو می تونیم.
    به نظرت این که اینقدر از خودم شاکی ام و حتی تاپیک هم زدم نشونه خواستن نیست؟ بله کمالگرایی متاسفانه
    میدونم نمیتونم محیط و تغییر بدم همینو میپرسم که چه کار کنم

    شاید یه روش عملی خوب این باشه که به دوستات و کسایی که قبولشون داری این مواردیو که گفتی بگی و بعد ببینی اگه اونا جای تو بودند چه واکنشی نشون می دادند آیا اونا هم تا این حد دقت می کنند؟ در واقع خودتو در آینه ی دیگران ببینی ( نمیدونم یا شایدم برعکس باید بگم! :) )
    این موردو نمیشه انجام داد نمیخوام دیگران رو رو خودم حساس کنم ...
    البته این که میگم همه چی رو میبینم و میشنوم و خوب حس میکنم جاهای خوب خوب هم داره مثلا احساسات دیگران رو به خوبی درک میکنم و همیشه جویای حال دیگرانم
    به خوبی میتونم به همسرم عشق ورزی کنم جوری که میگه من خیلی عمق دارم و نمیتونه کشفم کنه کامل ... نمیدونه که من چی میکشم از دست خودم
    فرشته تو خود حجاب خودی از میان برخیز

    - - - Updated - - -

    فکر نمیکنید در ضمیر ناخودآگاه خودتون یه مقدار خودرایی و خودخواهی وجود داره؟به نظرم این موضوع که کمال گرایی به اطرافیانمون سرایت کنه اسمش خود محوریه...اینکه مناسب نبودن گزینه های اطرافتون با خواسته شما,شما رو ناراحت می کنه ریشه در خود محوری داره.اما متوجهش نیستید و شاید الانم قبولش نداشته باشید
    چرا میدونم خودرایی و خودخواهی دارم البته به معنی کلی . البته قبل از بکار بردن این کلمات مثل غرور و خودخواهی بباید تعریف بشن حال من نمیدونم منظور شما از خودخواهی چی هست ؟؟؟؟تا بگم هستم یا نه .
    البته من دیگران رو محکوم به عمل کردن به خواسته ام نمیکنم که خودخواه باشم ازون نظر اما از نظر ایده ال گرایی چرا میخوام همیشه اصولی رفتار کنن این که میگم میخوام به معنی این نیست که همیشه بهشون میگم ولی واقعیتیه که هست .

    این مساله انقدر برام عمیقه و شاخه و ریشه داره که گاهی گنگم و نمیتونم خوب توضیح بدم .نمیتونم قضیه رو ساده کنم

    شاید شما نکات ریزی می بینید که دیگران نمیبینند .اما آیا ممکنه نبینند؟؟؟ازشون پرسیدین یا فقط چون شما خودتون رو درگیرش کردید فکر کردید فقط شما متوجه شدیدٔ....شاید دیگران با درک نکته ازش گذر کردند.ٔ...چون کمالگرا نبودند
    بله ممکنه که نبینند حالا میزان اطلاعات و تاثیری که از بیرون خودمون میگیریم در ادم ها متفاوته
    حالا فکر کن کسی که اندازه من میگیره ولی ازشون میگذره یعنی اینقدر تواناست که به جای کنترل دیگران خودش رو کنترل کرده چیزی که من میخوام باشم.
    هرچی هست خودمم و خودم
    وهیچی سخت تر از درگیری با خود نیست

  2. کاربر روبرو از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده است .

    m.reza91 (پنجشنبه 19 آذر 94)

  3. #12
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    شما از نظر کاری و تحصیلی از خودتون راضی هستید ؟
    سلام اقا باغبان باغتون چه خبر سبز و شاده یا اسیر برف و بوران شده ؟بله کاملا راضی هستم
    به کار و استعدادی که علاقه داشتید ، رسیدید ؟
    به کار بله ولی استعداد هام نه به خاطر ایده ال گرایی ام به هیچ کدوم نرسیدم فعلا شکوفا نشدم :)

    اتفاقی هست در کودکی از اون ناراحت باشید ؟
    درد عشقی کشیده ام که مپرس زهر هجری کشیده ام که مپرس

    بله تا دلتون بخواد من کودکی و نوجوانی خیلی خیلی سختی داشتم و از خیلی چیز ها رنج میبردم و سختی که میگم شما هر مدلشو تصور کنید تا جایی که میدونم در خوداگاهم تاثری نذاشتن مگه این که ناخوداگاهمو بهم ریخته باشن وشاید همین مشکلم ازونجا اب بخوره
    کلا خاطرات خوش زندگی من همین سختی ها هستند

    اگر انگشت به نوشتنش بگشایم:) که تاپیک ها کم میارند
    خودتون را دوست دارید - مثلا از 0 تا 20 به خودتون چه نمره ای می دهید ؟ بله خودمو دوست داشتم و ارزش قایل بودم که ازون ورطه های خطرناک و سخت جون و روح سالم به در بردم و قصر در رفتم :) با دوست داشتن خودم مشکلی ندارم فقط بعضی جاها مثل این موردخودم خودمو اذیت میکنه در واقع همه چی خودمم
    همیشه در قبال دیگران خودم رو مسوول میدونم و به هرچی سرک میکشم که فعلا رو این پرونده هم کار میکنم و میخوام رو خودم متمرکز شم
    به قول مدیر همدردی مشکل من اینه خودمو جای خدا میذارم مسلمه که باید بشکنم در این جایگاه

  4. 4 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    Eram (چهارشنبه 12 خرداد 95), khaleghezey (سه شنبه 16 آبان 96), m.reza91 (پنجشنبه 19 آذر 94), باغبان (دوشنبه 16 آذر 94)

  5. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 15 تیر 98 [ 21:00]
    تاریخ عضویت
    1394-4-11
    نوشته ها
    156
    امتیاز
    7,418
    سطح
    57
    Points: 7,418, Level: 57
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 132
    Overall activity: 66.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    808

    تشکرشده 404 در 138 پست

    Rep Power
    47
    Array
    سلام فرشته جون

    راستش تعجب میکنم چرا بعضی دوستان دوباره از عواقب این رفتار میگن چون عزیزم خودت ک گفتی و متوجه این رفتارت شدی
    پس نباید دوباره بیایم بگیم ک وای چقدر بده شما نباید اینطوری کنید...
    خودت بهتر متوجه شدی و میخواهی ک این رفتار رو اصلاح کنی
    بدون تا اینجا نصف راه رو رفتی

    نصفه دیگش هم مطمئنم تو میتونی
    از خاطره ای ک گفتی که موقع تمیز کاری...به نظرم نامزدت متوجه این موضوع شده و داره بهت کمک میکنه
    چطوری؟
    این طوری که تو رو با بی نظمی و موهای به قول خودت روغنی اشتی میده!
    اونم به این روش ک هم ازت تعریف میکنه و ذهن تو رو سوق میده به ای
    ن طرف ک
    بینظمی خود یک جور نظم است.
    باید ساختار های ذهنیت رو بشکنی
    قبلا ا ک برنامه طلوع رو میدیدم ی بار کارشناس اورده بودن داشت در مورد خلاقیت صحبت میکرد...میگفت کی حاضره تابلو ی رو دیوار خونش رو کج بزنه!!!
    این یعنی خلاقیت!!!!!!مجری میگفت پس نطم چی میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    بعد یهو زد لیوانی ک روی میز برای مهمونها میذارند رو شکوند!!!!!!!!!!پرتش کرد وسط و لیوان شکست...
    فکرش رو بکن وسط ی برنامه زنده ک همه محترمانه و لفظ قلمو...
    مجری مونده بود چی بگه
    اصلا مگر نمیگن اگر از چیزی میترسید با ان مواجه شوید به مرور اگر خودت رو مجبور کنی ک کمی هم مثلا سشوار و اتو کشیده نباشی
    ذهنت میفهمه ک عه...مدل دیگه ای هم وجود داره تازه این جوری شوشو هم بیشتر قربون صدقه ام میره
    فقط باید تمرین کنی مثل کسی ک ی دوره خودش رو برای امتحان اماده میکنه و یکم هم سختش میشه ولی در نهایت با تمرین و پشتکار
    موفق میشه
    این ک میگی نمیخوای به دوستات بگی ک نکنه روت حساس بشن رو موافقم حتی نامزدت

    میدونی به نظرم فقط یکم باید کنترل کنی وگرنه جنبه های مثبت هم داره
    من خواهرم کما گراست اما در حد تواناییش نمیدونم شاید اون هم روزی مثل شما بوده و حالا این خصیصه اش رو تعدیل کرده
    خیلی باهوشه و خلاق وقتی خانواده تو ی مسئله ای می مونن ک چی کارکنن میاد کلا ی راه کاری میده ک همه چیز رو زیرو رو میکنه چیزی ک اصلا به فکر هیچ کس نرسیده بود
    تو مهمونیها همه چیز به بهترین نحو اداره میشه خیلی اتفاقات از قبل پیش بینی میشه
    همه از مهمونیش لذت میبرن و به زبون میگن ک چقدر نکته بین و ریز بین هستی ک باعث میشه هیچ کس کمبودی نداشته باشه و به همه خوش میگذره
    میخوام بگم ک همش هم بد نیست فقط ی خورده کنترلش کن
    هر چقدر هم پیشرفتت لاک پشتی باشه اشکال نداره خودت و تشویق کن ک عه....افرین فرشته خانوم داری بهتر میشی ها...
    من میتونم عوض شم
    پس پیش به سوی موفقیت
    اینها چیزهایی بود ک به ذهن حقیر رسید امیدوارم به دردت بخوره
    امیدوارم همیشه شاد و خوشبخت باشی با کلی خاطره های عاشقانه ک باز بیای برامون تو تاپیک خاطره ها تعریف کنی

  6. 5 کاربر از پست مفید هلیاجون تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 16 آبان 96), m.reza91 (پنجشنبه 19 آذر 94), فرشته اردیبهشت (دوشنبه 16 آذر 94), باغبان (سه شنبه 17 آذر 94), ستاره زیبا (دوشنبه 16 آذر 94)

  7. #14
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    ولی کلا تاپیک سختیه! فکر نکنم به نتیجه ای برسه باید بره انجمن آزاد.
    ممد رضا درسته ولی نه کاملا

    بستگی داره نتیجه رو چی تعریف کنی
    مثلا تو تاپیکایی که میگه مثلا به مادرشوهرم چی بگم در جواب فلان حرفش خب معلومه دوستان میان نهی از منکرش میکنن و به نتیجه میرسه
    اما موضوعات این چنینی به این راحتی نیست و قرار نیست به اون نتیجه ای که مد نظرت هست برسه
    راستش یکی از فایده های تاپیک زدن اینه که ادم با توضیحاتی که میده با سوالاتی که میشه و مجبوره جواب بده یکم دقیق تر میشه و خیلی از چیزا رو راجع به خودش کشف میکنه
    یعنی نتیجه در بطن همین هاست

    اولش نمیخواستم تاپیک بزنم ماه ها ست که میخواستم بلخره این کارو کردم و امیدوارم تغییری هرچند کوچک در خودم به وجود بیارم ...

    ببینید غیر ازین ها سوالاتی برام وجود میاد
    مثلا خواهرم میگفت یه بار شوهرش با لباس کار رفته بوده تو محل کار خواهرم و اون شدیدا ناراحت بود و به من گلایه میکرد و میگفت خیلی سرخورده شدم
    حالا میخوام بدونم این نشونه چیه ایا خواهرم یا هرکسی که اینطور باشه عزت نفسش کمه ؟ چرا برای ما نظر دیگران مهمه
    حالا خودمو میذارم جای اون که همسرم بهم ریخته بیاد دنبالم ناراحت میشم
    فکر میکنید این ازکجا اب میخوره ؟
    اصلا به فرض دوستای خاهرم بگن وای شوهرش چه بهم ریخته بود چه تاثیری داره بغیر این که خودش میخواد این تاثیرو بگیره .
    این رو راجع به عزت نفسی که گفتی پرسیدم ربطی بهم دارن ؟

  8. 2 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 16 آبان 96), m.reza91 (پنجشنبه 19 آذر 94)

  9. #15
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    سلام گلی خوبی؟
    ای بابا چه برچسبایی به جان می خری!

    به نظرم مشکل نیست عیب نیست. فقط یه کم مدیریت (کنترل نه) بذاری روش خودت هم راحت می شی

    مثلا اینکه به ظاهر شوهرت یا بعدا بچه ات (به بچه ات حتما بیشتر توجه خواهی کرد) اهمیت می دی که خوبه. شوهرت هم بدش نمیاد. چون ادم دوست داره کسی که دوست داره بهش توجه کنه و اهمیت بده. فقط یه حدی این کارو بکن که خفه نشه. این کارو هم می تونی اینطوری بکنی که با زورگویی نباشه نظراتت. با عشق باشه. و البته وقتی باشه که فقط خودتون دو تا هستین. جلوی هیچ نفر سومی نباشه. مثلا میتونی با مهربونی موهاشو مرتب کنی و تذکر مهربانانه دادن مثل نوای خوش می شه واسش. اونم دوستت داره. دونه دونه اینایی که می گی رو یادش می مونه. کم کم رعایت می کنه.

    اگه این حست که می خوای همه چیه شوهرت خوب باشه درونیه می تونی پذیرشت رو ببری بالا. دلت رو یا فکرت رو باز کنی انقدر که همه ی ادم ها توش جا شن. اینطوری ارامش داری. اما اگه به خاطر مردمه مثلا تو تنهاییتون مهم نباشه واست اما اینکه یکی در بزنه بیاد ببینه یا بیرون خونه برات مهم باشه این نظر مردم میشه.

    همین که هستی خوبه. به نظر من عشق قاطی کن با تذکرات. و یه تمرین بذار واسه خودت. مثلا هفته ای 3 ساعت خودتو ول کن کلا! تنها باش این تمرینو نمی خواد جلو کسی بکنی. اما میتونی هفته ای 3 ساعت در تنهاییت اوج شلختگی رو تجربه کنی. این تمرینو فقط یه مدت کوتاه کن که قبح یه مقدار شلختگی تو ذهنت بریزه. بعدش همونی که هستی باش.

    مینوش گاهی میاد چک می کنه اینجا رو می بینه کسایی که براش مهمن تاپیک زدن. ویس و تو فعلا. چشمم دنبالتون نمونه. خیلی مراقب خودتون باشین.

    راستی. اینا که می گی عیب نیست اما خوبه که می خوای بهتر کنیشون. ... در رابطه با جنس مخالف مثلا همسره که ادم به یه سری خصوصیاتش پی می بره و اونا رو اصلاح می کنه. طبیعیه.

    موفق باشی.

  10. 5 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 16 آبان 96), m.reza91 (پنجشنبه 19 آذر 94), فرشته اردیبهشت (دوشنبه 16 آذر 94), باغبان (سه شنبه 17 آذر 94), ستاره زیبا (دوشنبه 16 آذر 94)

  11. #16
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    منم مثل محمدرضافکرمیکنم والددرونت فعاله...البته شناختی که ازت دارم میدونم کودک درون فعال وخوبی هم داری...اماگاهی بدت نمیاد والدباشی اونم ازنوع کنترل گرومنتقد!!
    سلام مامان پاییزه دقیقا من ذهن منتقد و غرغرویی دارم البته یه جورایی عالم اضدادم و مجموعه ای از تناقض به هرطرف کشیده میشم بالا پایین راست چپ
    با این که منتقدم از طرفی خیلی هم راحت گیرم حالا نمیدونم منظورو رسوندم یانه

    من مشکلات زیادی دارم نمیدونم ریششون چیه
    کمال گرایی + انتقاد +ریزبینی+ تاثیر پذیری از انرزی عالم + کنترل دیگران +احساسات ازار دهنده
    نمیدونم کدوم علته کدوم معلول یا پشت پرده چیزی هست که خبر ندارم!!!

    - - - Updated - - -

    به به مینوش کجا بودی نبودی؟ خوبی که انشالا؟ دلمان برایت تنگ شده بود

    نظرت درسته ولی باید تعدیل شدم .

  12. کاربر روبرو از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده است .

    m.reza91 (پنجشنبه 19 آذر 94)

  13. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 08 بهمن 03 [ 15:38]
    تاریخ عضویت
    1394-2-25
    نوشته ها
    153
    امتیاز
    11,079
    سطح
    69
    Points: 11,079, Level: 69
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 171
    Overall activity: 40.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    714

    تشکرشده 351 در 126 پست

    حالت من
    Bitafavot
    Rep Power
    44
    Array
    دوست خوبم..
    منظورم از خودخواهی اون معنای غرور نبود و نیست...خود خواهی گاهی فقط در خواستن معنا میشه و بالقوه اس.لزومی نداره حتی به بیان کردن برسه...بله....خواستن...یعنی همون پدیده اولیه که نتیجه برداشت شما از اطرافتونه...اگر این خواستن حول محور خودتون باشه اسمش خودخواهیه البته به طور تلطیف همان خودمحوری...بهتره لغت خودخواهی رو کنار بزاریم چون هر چقدر هم بخوام توضیح بدم دوستان همون معنای عرفی به ذهنشون میرسه .
    مثلا اگر در یک جمع ۵ نفره-نه لزوما دوستانه-قرار بگیرید سهم شما در رضایت از اون جمع تنها ۲۰ درصده...همون یک پنجم...که شامل مکان و زمان و حتی به قول خودتون اصوات میشه.ٔبیشتر از اون خواستن خودمحوریه.و این باعث ناراحتی شما در درون خودتون میشه...
    ذهن محاسبه گر شما از کودکی شکل گرفته و دریافت پالسهای احساسی از اطرافیان شما از قبل بوده..در بچگی و نوجوانی این ذهن کنترل گر شما رو برنده و توانمند میکرده اما از یه جایی کم کم این درگیریهای ذهنی و شاید خود خوری ها ذهنتون رو خسته کرده..چون وقتی نوجوانی رو رها میکنیم و به بزرگسالی میرسیم مرزهای احساس و شخصیت و افکار ناگهانی و خیلی زیاد بزرگ میشن و این ذهن محاسبه گر و در ادامه کنترل گر مانند قبل گنجایش دریافت پالسها و سنجش و کنترل اونا رو نداره.مجالی هم برای بیان کردنش نداریم...این میشه که وسواس نمود پیدا میکنه...و در انتها ناراحتی و شاید حرص خوردنها...نمیدونم صحبتهام چقدر با واقعیتهای ذهنی و درونی شما تطابق داره...امیدوارم درست باشه...
    ریزبینی شما بی شک خیلی جاها به کارتون اومده و تونستید تصمیمات خوبی بگیرید ولی به قول خودتون خیلی وقتها که نمیشه موثر بود فقط احساس نارضایتیش میمونه...
    یه مقدار لازمه گاهی با چشمان نیمه باز به اطرافمون نگاه نکنیم....
    راستی یک سوال داشتم..اهمیت آراستگی ظاهر همسرتون برای خودتون مهمه یا در جمع برای دیگران؟اگر در جمع باشه ممکنه بعدها رو مسایل دیگه هم تاثیر بگذاره...چون وقتی زیر یک سقف زندگی کنیم شرایط یکم عوض میشه..شاید الان یکم تعارفات در پس زمینه رفتارا باشه ولی بعدا نخواهد بود.
    یک چیزی هم دوست دارم بهتون بگم.....البته جنبه آماری داره و البته بی دلیل هم نیست..آقایونی که خیلی خودشون رو درگیر ظاهر نمی کنن-منظورم شلختگی و نامرتبی نیست یعنی اهل ست کزدن و همیشه اتو کشیده نیستن-عموما مهربانتر و خوش اخلاق تر ند.(حتما یه کسانی اعتراض می کنن!!)
    ببینید خیلی جاها تلاش کردن به راحتی جواب نمیده یه مقدار الگو برداری از اطرافیان هم به شخص انگیزه و توان برای مقابله با خوذش میده...
    من خودم همیشه سعی میکنم خودم رو تو پوسته اونا قالب کنم...و ادامه بدم ببینم نتیجه خوبش کی میاد...
    مثلا من دنبال الگویی میگردم(شاید هم بسازم)که وقتی همسرش میره سرکار دنبالش همیشه با لباس کار باشه.و این فرد هیچ مشکلی -یا کمتر مشکلی -با این قضیه نداشته باشه.اون فرد چه چیزی رو تا به حال از دست داده؟؟آیا مهم بوده؟؟و شروع میکنم در جهت عکس خودم و هم جهت با شخص تصویرسازی میکنم..اگر به حداکثر سوالام جواب منفی دادم مسیله رو برای خودم می بندم و دیگه نمیگذارم برام مهم باشه...
    ..

    من در نوشته اولم می خواستم بیشتر در مورد واژه ها توضیح بدم اما گزینه ویرایش پست برام نیومد..البته بار اول نیست....!!!مشکل فنی داره گاهی...

  14. 3 کاربر از پست مفید افسونگر تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 16 آبان 96), فرشته اردیبهشت (یکشنبه 22 آذر 94), باغبان (سه شنبه 17 آذر 94)

  15. #18
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 مرداد 04 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1393-1-11
    محل سکونت
    مرز پر گهر
    نوشته ها
    816
    امتیاز
    26,798
    سطح
    97
    Points: 26,798, Level: 97
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 552
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,026

    تشکرشده 3,515 در 811 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    195
    Array
    در مورد سی درصدی که گفتی مشکلم اینه که اگه لباسی بپوشه که خوشم نیاد تو جمع اذیت میشم اینو چیکار کنم؟
    یعنی تو جمع دو نفرتون برات مهم نیست؟ چقدر در مورد افکار دیگران فکر میکنی؟
    البته منظورم این نیست که من با لباس گریسیو روغنی میرم مهمونی چون یه چیز ناپسندیه عقل ناپسندی رو میفهمه و میگه لباس روغنی رو نباید در مهمونی بپوشی و در مورد همه هم یکسانه.

    نه اصلا من ازتو اذیت نمیشم
    ممکنه فعلا خودشو نا دیده بگیر، مردها هم بعضی وقتا این کار رو می کنند مختص خانم ها نیست؛ پس خیلی به این جواب نمیشه مطمئن بود.
    به نظرت این که اینقدر از خودم شاکی ام و حتی تاپیک هم زدم نشونه خواستن نیست؟
    چرا ولی منظورم نسبت به مدت زمانیه که اینجایی و این موضوع رو می دونی،مثلا سال پیش اینو گفتم:
    نمیدونم دقیقا تا چه حد روی تعدیل کمالگراییت کار کردی
    و گفتیکه:
    من تا همین چند وقت پیش با کمال گرایی ام مشکل نداشتم ام اینجا به مشکل برخوردم میدونی همین که یچیزی متفاوت از خواسته بقیه ادم ها بخواهی میگن کمال گرایی
    یکم نیازه جدی تر بگیریش چون دردسر درست میکنه برای آدم.این تاپیکم فقط میتونه یه سری سر نخ بهت بده ولی راه رو خودت باید بری
    این موردو نمیشه انجام داد نمیخوام دیگران رو رو خودم حساس کنم ...
    نیاز نیست بگی من این طوری فکر میکنم، مثلا بپرس "نظرت در مورد مردایی که لباسشونو این طوری می پوشند چیه؟"، همسرتم گزینه ی خوبیه ازش مشورت بگیر؛مصاحبت با دیگران کمک میکنه که افکار دیگران رو بدونی
    حالا میخوام بدونم این نشونه چیه ایا خواهرم یا هرکسی که اینطور باشه عزت نفسش کمه ؟ چرا برای ما نظر دیگران مهمه
    عزت نفس یه طیفه این طوری نیست که تا یه چیزی از یکی دیدیم بگیم آهان این عزت نفس نداره این خودشو دنیا و مردمو دوست نداره،نه، میتونیم بگیم حدود مختلفی داره، مثلا خود من دیروز صبح بعد از مدتها برای 10 ثانیه خیلی بد عصبی شدم البته بلافاصله برگشتم به حالت عادی پس من هم مثل بقیه ظرفیتم محدوده نمیشه انتظار داشت ایده آل ایده آل بودولی میشه با خودآگاهی تمرین کرد.
    ولی اگه نظر دیگران برات مهم باشه یعنی وابسته ای به گفتار دیگران اگه اونا گفتارشون سینوسی باشه ذهن تو هم سینوسی میشه ولی حالت خوب اینه که اگه اونا سینوسی بودند یا هر چی، ذهن تو یه خط صاف باشه بالا و پایین نره( تو مهندسی به دومیه میگن فیدبک دار و یه سیستم خوب ، اولیه خوب نیست)
    البته این موارد جلوه ها یا نتایج عزت نفس اند نه خودش. مثلا افکار مذهبیت(عرفانی) یکی از نقاط قوتت در خصوص عزت نفست هستند. منابع دوست داشته شدن عزت نفس رو می سازند.
    اصلا به فرض دوستای خاهرم بگن وای شوهرش چه بهم ریخته بود چه تاثیری داره بغیر این که خودش میخواد این تاثیرو بگیره .
    دقیقا،چه تاثیری داره!؟ جز ازار خودش نتیجه ای نداره؛پس چرا این کاررو میکنه؟ (در واقع خواهرت نگران که مردم چه برداشتی از شوهرش می کنند تصور کن هیچ برداشتیم نکنند خودشو الکی زجر داده)
    البته شوهرش که همسرش رو می شناسه بهتر بود از این کار امتناع می کرد(شایدم می خواسته اعتراضشو نشون بده)

    ولی در خصوص لباس و اینا باز عرف رو هم باید در نظر بگیریم مثلا اگه به عنوان نماینده ی یه شرکت برم با مدیر عامل یه شرکت دیگه حرف بزنم بعد روی لباسم عکس باب اسفنجی باشه، قطعا نابود شده همه چی

    پس یه عرف داریم البته من به عرف عقلی اعتقاد دارم به این معنی که آیا تناسب عقلی هست یا نه ولی اصلا قائم به نظر دیگران نیستم چون شاید اکثرشون تایید کنند یکی دو نفرشونم بدشون بیاد ، یا اختلاف سلیقه داشته باشن، پارامترا حسی اند نه منطقی ؛ و اهمیت دادن بهش اشتباهه.

    یه چیز دیگه در خصوص عزت نفس:
    مثلا یکی هست اتاقش نامرتبه لباساش خیلی مرتب نیست ولی اتفاقا آدم پویاییه پس نمیگیم افسردگی داره ، کلا این حالیه؛تربیت و شخصیتشه،راضیه از این حالتش
    ولی یه نفره لباساش نا مرتبه چون خودشو لایق پوشیدن لباس مرتب نمیبینه (مثلا میگه برا چی این کاررو بکنم) ولی زجرم میکشه؛ این افسردگی داره.

    مثلا تو تاپیکایی که میگه مثلا به مادرشوهرم چی بگم در جواب فلان حرفش خب معلومه دوستان میان نهی از منکرش میکنن و به نتیجه میرسه
    اما موضوعات این چنینی به این راحتی نیست و قرار نیست به اون نتیجه ای که مد نظرت هست برسه
    اتفاقا ریشه خیلی ازون تاپیکا هم مواردی اینچنینیه ولی من خب جرئت پرداختن این تیپی رو ندارم چون دانششو ندارم الانم دارم سربالایی زور میزنم. باز در خصوص اون مدل تاپیک ها ساخت خود شخص تا حدی نصایح الگوریتمی رو می پذیره و وقتی هم موفق میشه رضایت درونیش هم حاصل میشه و حالشو بهتر میکنه، اما اگه شخصیت فرد در اون حد نباشه توصیه هایی که این کار رو بکن اونو نکن نتیجه نداره.

    ببین درست فهمیدم ؟ یه ترسی در خصوص افکار دیگران در مورد خودت و آدمایی که برات مهم اند داری، و با توجه به این ترسه میخوای کنترل گری داشته باشی
    مثلا قضیه ی اسکاچ ، آیا صرفا بخاطر بوش بوده یا نگران بودی یه مهمون بیاد و اون بو رو بفهمه و اونوقت چی میشه

    آقا فعلا تا همین جا خسته شدم!
    من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردم / هیچ لایق‌ترم از حلقه زنجیر نبود



    ویرایش توسط m.reza91 : دوشنبه 16 آذر 94 در ساعت 22:51

  16. 3 کاربر از پست مفید m.reza91 تشکرکرده اند .

    فرشته اردیبهشت (یکشنبه 22 آذر 94), باغبان (سه شنبه 17 آذر 94), سها** (سه شنبه 17 آذر 94)

  17. #19
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام فرشته خانم


    باغ ما ، با دعاهای شما بزرگواران مگه میتونه بد باشه !

    درسته تهران برف اومده و هوا سرده - ولی بعضی موقع ها به خودم میگم ، مگه مهمه !

    خرمی و سرسبزی باغ نباید ، با عوامل بیرونی وابسته باشه !!

    خداییش باید برم تاپیک محمد رضا احساسم را بگم .

    پدیده ها ی طبیعت زیبا هستند - مهم نیست ابر باشند یا باران یا برف !

    مهم اینکه خودشون هستند - مهم اینکه هر کدامشون برای خودشون زیبایی خودشون را دارنند !!!

    ............................


    چرا به سمت استعداد که دوست دارید در آن شکوفا شوید قدم بر نمی دارید ؟

    مهم این نیست که ایده آل باشیم - به نظر مهم اینکه خودمون باشیم و تلاش کنیم در این مسیر زیبا - از زندگی مون لذت ببریم .

    ......................

    ""درد عشقی کشیده ام که مپرس زهر هجری کشیده ام که مپرس ""

    چقدر قشنگ !

    فرشته خانم ، شما هم اهل شعر هستید ها !!!


    کاشکی می شد آدم ها غصه هاشون را با هم تقسیم می کردند

    کم و پیش می دونم از درد و دل هاتون - من و بچه های دیگه همدردی را با خودتون شریک بدونید .

    شاید برای اینکه این قدر خانم قوی و قدرتمندی هستید به خاطر همین هست !

    وقتی تمام اتفاقات زندگی خودمون را قبول کنیم و آن را حکمتی از خداوند بدانیم - دلمون آروم میشه


    ................


    دو انتخاب وجود داره :


    من دیگران را دوست دارم ، اگر ...

    من دیگران را دوست دارم ، برای اینکه ......


    فرشته خانم ، کدومش بهتره .


    ممنون .


    ​​
    ویرایش توسط باغبان : سه شنبه 17 آذر 94 در ساعت 01:45

  18. 4 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 16 آبان 96), m.reza91 (پنجشنبه 19 آذر 94), فرشته اردیبهشت (یکشنبه 22 آذر 94), سها** (سه شنبه 17 آذر 94)

  19. #20
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    سلام دوستان
    ممنون از همه ، من چندزوز جایی بودم که نت نداشت.
    نوشته هاتون رو خوندم و از وقتی این تاپیکو زدم دارم به دخالت ها و کنترل هام دقت میکنم بعضی وقتها جلوشو میگیرم اماخب حل نشده و به این راحتی نمیشه

    ممنون محمدرضا از این همه تحلیل و دقت در احوالات و نوشته هام
    من ادم دهن بینی نیستم اسکاچ ربطی به دیگران نداره که نگران باشم صرفا به این خاطر بود که اون بوی بدی داشت و اسکاچ ها باید تمیز باشن
    متاسفانه نتونستم این مساله رو به درستی دراین تاپیک باز کنم تا روشن بشه .
    بیانش واقعا سخته

    چیزی که میتوتم بگم اینه که فعلا کنترل هام رو یکم رو خودم متمرکزتر کردم تا دیگران.

  20. 2 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    m.reza91 (دوشنبه 23 آذر 94), باغبان (دوشنبه 23 آذر 94)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دغدغه من در دوران اشنایی+چطور وابسته نشم+معیار پاکیزگی
    توسط الهه زیبایی ها در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: سه شنبه 11 مهر 96, 01:24
  2. کمک فوری. زندگیم سر تبعیضای مادر شوهرم داره بهم میریزه
    توسط movafagh در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 تیر 96, 18:04
  3. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: شنبه 03 خرداد 93, 19:23
  4. از خانمت عیب‌جویی مکن !
    توسط setareh در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: جمعه 04 فروردین 91, 01:49
  5. آقایان از همسرانتان عیب جویی نکنید
    توسط baran.68 در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 10 فروردین 89, 13:37

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.