سلام
تنها توصیه ای که می توانم برای شما داشته باشم خودکاوی خودتان و افزایش مهارت تصمیم گیری است.
گویی به یک اطمینان قلبی و تایید بیرونی احتیاج دارید که شما را از این مخمصه نجات دهد اینکه همه متحد بگویند جدا شو یا همه متحد بگویند زندگی کن در تصمیم گیری شما خ موثر است. البته شما برای اولین بار نیست که به این تایید بیرونی نیازمند هستید. چرا که با احتمال بالا همین تاییدهای بیرونی شما را وادار به این ازدواج کردند.
کسی جای شما نیست . این تصمیمی است که با کمک مشاور اما دقیقا خود شما باید بگیرید. ماندن در مرحله شک فقط شما را خسته تر و سردرگم تر و وقت همسرتان و فرصتهای احتمالی ایشان را بیشتر می سوزاند.
این را بدانید هر تصمیمی ضرر و سود خودش را دارد و این شما هستید که باید تصمیم بگیرید که کدام تصمیم سودش بر ضررش غلبه میکند و بیشتر به نفع شما و همسرتان است.
برای گرفتن چنین تصمیماتی شما به اطلاعات بیشتر و دوراندیشی نیازمندید . فقط خواهشا روال قبل را تکرار نکنید اینکه اطرافیان میگویند "ان شالله " درست میشه. عقد کن رابطه داشته باش و احتمالا عروسی کن و بگذار بچه دار شوی و ...... متاسفانه در خ از مواقع فقط اوضاع را بدتر میکند.
می توانین انتخابهای ممکنتان را یادداشت کنین . مزایا و بدیهای هر کدام را بنویسین و ارزش گذاری کنین . خصوصیاتی که برای شما ازاردهنده است. و چقدر این خصوصیات قابل تغییر هست و چه مقدارش حتی احتمال بدتر شدنش بیشتر هست. توان شما چقدر هست.
چه عواقب سویی برای شما و همسرتان هر انتخاب دارد. ظرفیت و توان شما در بیست سال دیگر چگونه هست ایا توان ماندن در این رابطه را دارین یا باز صرفا تحمل هست.
تا کی میتوانین بخودتان دلداری دهین و با دیدن دیگران حسرت نخورین.
فقط بعنوان یک خانم میگویم که برای من : تظاهر به دوست داشتن من ،خ خ سخت تر از جدایی هست. ترجیح میدهم با یک حقیقت بشکنم تا اینکه بخواهم با یک تظاهر خوشحال باشم و با این رویای شیرین پای فرزندم را هم وسط بکشم.
لطفا رابطه جنسیتان را هم مدیریت کنین . نیاز به تظاهر نیست اصلا. تظاهر به دوست داشتن استانه صبر و تحمل شما را کاهش میدهد
برای شما و خانمی که اکنون نقش همسر شما دارند ارزوی خوشبختی دارم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)