انجلا عزیزم خیلی متاسف شدم بابت اتفاقی که برات افتاده عزیزم و در عین حال خوشحال از اینکه از ازدواج دومت راضی هستی
دلم برای همه بچه های اون روزهای همدردی تنگ شده روزای خیلی خیلی سختی بود که به هر حال گذشت . دوستان همدردی خیلی با دلداری هاشون اروم ترم میکردن و البته با راهنمایی های خوبشون کمک . هرچند من اونموقع متاسفانه انقد ذهنم مشوش بود که اصلا نمی فهمیدم چی میگن
زندگی نسبتا ارومی دارم خودم به استقلال خوبی رسیدم نسبتا که اذیت نمیشم دیگه ولی دوست داشتم شرایط مناسبی پیش میومد که تنها زندگی نکنم ولی خوب به هر حال هر چی خدا بخواد
امیدوارم که شرایط خوبی برای همه جوونها فراهم بشه تا با آرامش زندگی کنن و ذهنشون به سمت راههای بد کشیده نشه
the boy نه من همینطوری اتفاقی تو گوگل سرچ کردم و تو دوتا سایتش ثبت نام کردم ولی دیدین که دوستان پیشنهاد دادن این راه ها رو نریم
شماهم نری بهتره