سلام و عید مبارک
در مورد راهی ک گفتی ...برام عجیب بودیعنی چی خب حالا اگرم این مستاجر بیدی باشه ک با این بادها بلرزه خب این میره یکی دیگه میاد تاکی میخواهی این کارو بکنی
مستاجر با موجر طرفه نه با ی تیکه کاغذ...
میخوام اجازه بدی ی چیزهای دیگه بگم
خوب درکت میکنم چون دایی منم همین کار را کرده زمین را برای خودش برداشته، اجاره میدهد ، سهم دختر ها را را نمیدهدو...البته ما با دایی جان قطع رابطه نیستیم و مسالمت امیز رفت و امد میکنیم هر چند برادرهایم از او دلگیرند
از طرفی مادرجونم شکایت نمیکند می گوید با بی ادبی و شکایت نمی خواهم . برایم ننگ است ک بر سر ارث از برادرم شکایت کنمو از این حرفها ک حتما مشابهش را در خانه زیاد شنیدی(الان میفهمم ک این حس برادر دوستی از مادرم به ما ارث رسیده)
(در صحبتهایش به دایی جانم میگوید بارها ک من سهمم را میخواهم بچه هایم نیاز دارند اما فایده ندارد)
طرف دیگر این دعوا خاله هایم(دایی م تنها پسر است) پس از دعواها و بی احترامی های فراوان وکیل گرفتند و دادگا ه و...
حالا رفتار ما بچه ها
یکی از برادرهایم ک واقعا نیاز به سرمایه دارد چند بار از مادرم خواست ک جلوی داییم بایستد(با دعوا و جنگ میگفت ک در نهایت به ناراحتی مادرم ختم میشد)
برادر دیگر از در منطق و ادب وارد شد و از مادر خواهش کرد ک جلوی دایی بایستد و حتی شرایط را تشریح میکرد ک با این سرمایه زندگی فلان برادر چقدر بهتر میشود و...
اما مادر م همان جوابها را داد ک اگر خودش بگوید بفرمایید این ارث شما میپذیرم وگرنه به زور نمیخواهم .من از برادرم شکایت بکن نیستم و مامور در خونش نمیفرستم والسلام
و حالا شرایط مادرم
میدانستم مادرم تحت چه فشارهای روحی است چون شدیدا خانواده دوست است از طرفی پسرهایش از او دلگیر هستند و حق هم میدهد به انها
از طرفی دیگر خواهرهایش ک کاملا اخلاقی متفاوت با مادرم داررند مادرم را تحت فشار می گذاشتند ک با ما همکاری کن و بیا شکایت کنیم تا...
سر این موضوع خاله هایم خیلی با مادرم سردشدند و میدیدم ک از این قضیه چقدر در عذاب است برای مادرم قهر بودن و سردی کردن در فامیل خیلی عذاب اور است.
کلا هر کسی را ک دوست داشته باشی و بی چشمداشت بخواهی به او توجه کنی اما او از تو فاصله بگیرد و حتی اجازه ندهد به او مهر ومحبت بورزی خیلی سخت است و مادرم در چنین
شرایطی است
ببین عزیزم ما میخواهیم چیزی را تغییر دهیم ک کلید تغییرش دست ما نیست قانونا بریم شکایت کنیم ک فلانی حق مادر یا حالا پدر مارا نمیدهد قانون میگوید خود صاحب حق کجاست؟
پس ما و شما باید پدر و مادرمان را تغیر دهیم ک بروند با صلح اگر نشد (طرف زبون خوش سرش نشد) به زور بگیرند
حالا در این جرو بحث ها با پدرمادرک به هر دلیلی (ضعف شخصیتی ...)نمیخواهند قلبا این حق را بگیرند
حتما توش بی ادبی و دل شکستن هست. (من حس مادرم را درک کردم ک تو چه برزخی است از طرفی فرزندانش و از طرفی برادرش. بین ابو اتش مانده)
فک میکنی این ارثیه ک با گناه بدست امده تا چه اندازه وفا میکند؟؟
به هر حال این شرایط ماست چه کنیم ؟؟؟
شاید بگویی مذهبی نیستم و گناه و ثواب را اعتقاد ندارم اما اخلاق و نگه داشتن حرمت پدر ومادر ک مربوط به انسانیت است
بشین خوب فکر کن... ببین خودتان ک کاری نمیتوانید بکنید (نمیدانم شاید هم در عین نگه داشتن حرمت ها بتوانید تغییری بدهید راهی پیدا کردید به ما هم بگویید)
اگر پدرتان را بخواهید تغییر دهید و متقاعد کنید ک این کار را بکند ان کار را نکند ک ناخوداگاه دارید وارد همان فاز بی احترامی و...میشوید معلوم هم نیست ک موفق بشوید یا نه حالا به
فرض ک ایشان را متقاعد کردید . ایشان جلو رفتند و شما هم پشت سرشان ...ایا عموی محترم یا به قول شما نامرد فکری برای این روزها نکرده ک چطور قانون را دور بزندو...
میدانم ک باید حقت رابگیری و اجازه ندهی کسی انرا بخورد باید دفاع کنی حداقل میگویی من تلاشم را کردم و...
ببین شاید هم ارثیه را گرفتی اما در قبالش چه چیزهایی را از دست میدهی؟؟؟؟؟؟؟؟
ببین اگر ارزشش رادارد خب پس شروع کن
طولانی شد اما دیدم نمیتوانم حذف کنم تا مطمئن بشم ک متوجه شدی ما هم در شریط شما هستیم درکت میکنم چه خوب میشد اگر این ارثیه میرسید و...
انرژی خوب هستی پس با اقوامتان از در صلح وارد شوید و از انرزیتان به انها هم بدهید شاید تیغیر کردند
خالی از لطف نیست بدانی ک خاله هایم پس از کلی خرج کردن و شکایت کاری از پیش نبردند و حتی ی یک ریالی هم نگرفتند و الان هم دیگر تسلیم شده اند
نمیدانم شاید هم فکر پیدا کردن راه حلی هستند
موفق باشیدَ








)


علاقه مندی ها (Bookmarks)