عزیزم سلام...حال غریبت رو درک میکنم........میدونم چی داری میکشی...منم خیلی اذیت شدم..منم شبا تا خود صبح ...انتطارش رو میکشیدم ...که بیاد کنارم.....اما در واقع اونم به گوشیش و لب تابش مشغول بود...البته اینقدر در گیر دخترا نبود......بیشتر درگیر عشق قبلیش بود....منم بدنم یخ میکرد..منم انقده تپش قلب پیدا میکردم که صدای قلبم رو انگار از توی بلندگو میشنیدم.....یه نصیحت از من به تو...زیاد توی کاراش کنکاش نکن...جوری رفتار کن که میدونی داره چکار میکنه ولی به روش نمیاری..بزار شرمنده بشه..بفهمه که دلت رو شکونده........غیر از این باشه قبح کار اشتباهش از بین میره.....واسش عادی میشه......باهاش منطقی حرف بزن...میتونی از راه نامه نوشتن واسش استفاده کنی...شوهر منم زود جوش میاره..طوری که اخر بحث چهارتا معذرت خواهی هم طلب میشه..من واسه اینکه فرصت بهش ندم که مغلطه کنه..واسش نامه مینویسم..این تنها راهیه که فقط من بتونم حرف بزنم...فرصت تنها شدن رو ازش بگیر.....دور و برش وول بخور...برو بشین کنارش.......واسش کار درست کن....فرصت رو ازش بقاپ عزیزم








علاقه مندی ها (Bookmarks)