ممنون از پاسخت خورشید جان. واقعا متاسفم تو هم این مشکلو داشتی الان وضعیت چطوره تونستی کاری کنه شوهرت دست برداره. خودشم میدونه من صد در صد میدونم ولی پرروتر از حرفاست میگه الکی بهم گیر میدی دعوا درست کنی مگه میذاره تو اتاق باشم ظهرها به بهانه خوابیدن میره تا شب الان رفتم پیش در حالیکه داشت چت میکرد الکی میگه می خوام بخوابم برو بیرون درو ببند خیلی تو دلمه یک جیغی بکشم بگم خودتی. منکه واقعا دیگه واگذارش کردم به خدا اینقدر که تو این یک ساله زجر کشیدم و دلم شکسته. فقط نمیدونم ادامه زندگی فایده داره یا نه گاهی میگم تا اخر عمرم تنها زندگی کنم بهم سرکوفت بزنن ازین زندگی بهتره هر لحظه شو دارم تحمل می کنم کاش میدونستم راه درست چیه ایشالا که همین دخترا ابروش ببرند و ازشون ضربه بخوره تا اخر عمر یادش نره.








علاقه مندی ها (Bookmarks)