نقل قول نوشته اصلی توسط خبرخوش نمایش پست ها
سلام دوست عزیز

در ابتدا پیشنهاد میکنم که عنوان تاپیکت رو عوض کنی اینطوری دوستان بیشتری به تاپیکت مراجعه می کنن و بهتر راهنماییت می کنن.

لطفا طریقه اشنایی تون و شناختی که قبل از عقد بدست اوردی رو هم بگو.

این خیلی خوبه که همدیگر رو دوست دارید ...
محبت ، نرمی سخن ، خوش اخلاقی ها و طنازی های زن ابزارهایی هستن که خانوما به مراد دلشون برسن

بگذار احترام بینتون و رو دوایسی دوران عقد حفظ شود.

این ادبیات خوب نیست:


مساله گرفتن یا نگرفتن عروسی یک مساله ای است که قطعا از طرف خانواده شما واکنش داره ، یک مساله بین دو خانواده هست ...
و قرار مداری که در ابتدا با هم می زارن برای همین خودت رو خیلی درنینداز ...
سعی کن از کوره در نری و خیلی خوب صحبت کنی و صد البته موضع خودت رو هم مطرح می کنی مثلا بگو

خوب نیست تو دلم نمونه ، من دلم میخواد مرد من منو با لباس عروس ببینه و آرزو داشتم لباس عروسم فلان مدل باشه اینطوری قشنگ تره



نمی دونم چطور صحبت کردی که همسرت گفته :
[RIGHT][COLOR=#333333][FONT=Tahoma]


ولی با این توصیفاتی که کردین به نظرم همسر شما فردی خود رای هست. به این معنا که اهل مشورت نیست .


شما یکی دو روزه نمی توانی عوضش کنی ...
سعی کن جوری نباشی که بینتون حالت لجبازی باشه
سر چیزهایی که اهمیت زیادی ندارن جنجال درست نکن ، نجنگ
قبول کن ولی بگو که بخاطر اون قبول کردی با یک حالت خوب و عاشقانه
سلام .واقعا از کمکتون و اینکه برام وقت گذاشتید متشکرم.بله درسته وقتی که متن را ارسال کردم متوجه اشتباهم شدم ولی هر کار میکنم دیگه نمیتونم تاپیک بزنم .راستش ما کاملا سنتی با هم ازدواج کردیم.از همون روزی که اومد خاستگاریم گفت که من زود جوش میارم بعدم اروم میشم زود ولی من مشکلم جوش اوردنش نیس من مشکلم خود رای بودنشه و اینکه از بعد مشکلی که با پدرم داشت عصبی شده و ی جورایی دوست داره ی کاری کنه که بابام حرصش بگیره مثلا میگه حقوقتو باید بدی من چون تمام و کمال حتی الانم که عقدیم خرجت با منه .نمیدونم شاید دلیل این رفتاراش فشار مالیه که روش هست اخه ما داریم خونه میسازیم و میدونید که خرج چقد گرونه .شما درست میگید من باید با صبر و حوصله حرفمو بزنم و صبور باشم ولی راستش من ی مدت صبوری میکنم ولی یهو با ی حرفایی که از سر عصبانیته همشو خراب میکنم .