خط قرمز ندارم کلا توی تعطیلات تابستونی هستمراحت باشید هرچی میخواین بپرسین
جوووووووون عزیزت دیگه اسم شنگول و منگول رو نیار باغبان این مهدیه سادات دخترم رو میگم منو کشته هرشب میگه شنگول و منگول قصه شون رو تعریف کن
یکروز شنگول و منگول توی خونه شون داشتن بازی میکردن
یکهو زنگ در خونه زده شد شنگول برگشت گفت:یعنی کی میتونه باشه؟!!
یکهو دید این باغبان قلمبه (غول شرینی)با ام رضا 91 اومدن مهمونی
خدا سر هیچکی نیاره این دوتا گسنه(چند درجه از گشنه بالاتر) گیر گرگ بیابون نیوفتن
هیچی دیگه در خونه باز شد و این 2تا گسنه همه شیرینی و خوردنی ها رو خوردن.
پایان![]()







راحت باشید هرچی میخواین بپرسین 


علاقه مندی ها (Bookmarks)