خاله قزی سئوال 1 را ، صفحه قبل ازت پرسیدم ( هههههههه)
خیلی خوبه ، دو تا گلادیاتور !!!!!
در پست اول هم اعلام کردم - این سری از صندلی داغ شاید زیاد تفریحی نباشه !!!
پس آماده باش
خاله قزی می خوام ازت یاد بگیرم : ( مرسی )
3) حضرت حافظ می فرماید :
سال ها ها دل طلب ِ ، جام جم از ما می کرد
آنچه خود داشت ، ز بیگانه تمننا میکرد
حضرت حافظ اشاره میکنه که :
یه بنده خدایی همیشه به من میگه خدا را بهم بده – منم بهش میگم خدا درونت هست – چرا از من می خوای !
به قول دوست عزیزم آقای حافظ ، خدا درون ما هست !
شده شما ، گمش کنید ؟؟!! ( مثلا تو سختی ها و خوشی ها و ...)
به نظرت برا چی ما خدا را بعضی موقع ها گم می کنیم ؟
....................................
4) اگر بگیم فلسفه زندگی ، یعنی اصلی ترین هدف زندگی
فلسفه زندگی شما چیه ؟
اگر بهش نرسید مهمه ؟
به نظر شما : کار – همسر – شغل و .... اینا می تونند فلسفه زندگی باشند ؟
یا باید به چیزهای بزرگ تری فکر کنیم !!!!! ؟؟؟؟
...........................................
5) سهراب سپری :
چترها را باید بست
زیر باران باید رفت
فکر را ، خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید دید
عشق را زیر باران باید جست
زیر باران باید : بازی کرد – چیز نوشت – حرف زد
سهراب سپهری میگه باید برید زیر بارون !
چه طوری زیر باران بریم ؟
آخه بارون آدم را خیس می کنه !
زندگی شما این جوریه ؟
شما از باران نمی ترسید ؟
(ممنون)
..................................
خاله قزی من تازه گرم هم نشدم
کارت تمومه .![]()











علاقه مندی ها (Bookmarks)