امروز صبح احساس خیلی خوبی داشتم
مراقب امتحان بودم
نشسته بودم یکی یکی چهره بچه هارو دستاشونو نگاه میکردم یعنی دقیق تر
بعضیاشون دست بندای ظریف و النگوهای خوشگل تو دستشون بود خب چشم نواز بودن
حس شدید محبت بهشون داشتم
حال خوشی داشتم همینطوری الکی الکی
فکنم واقعا هم همینه حال خوش و عشق یه اکسیره به هرچی بخوره طلا میشه شادی میشه
عمو رضا کفشات مبارک باشه انشالا که پولدارتر و پولدارتر بشی خوشحالم کفش خریدی گناه داشتی
حالا نمیشه احساس خوب دیشبو هم بگم؟ فردا چی ؟فقط امروز باید باشه؟ خب ساعت دوازده به بعد بود بگممم؟؟؟ :)))) باشه حالا که اصرار میکنی
دیشب حس خوبی داشتم وقتی که رفتم برای مسافرت همسری کلی خرید کردم و خوردنیای خوشمزه براش درست کردم اجیل و میوه و ابمیوه براش گذاشتم خوبه که مسولیت شادی و راحتی یه نفرو تماما به عهده دارم....






علاقه مندی ها (Bookmarks)